بعد الفحص و اليأس عن الظفر
بدليل مما دل عليه حكم العقل أو عموم النقل و المهم منها أربعة فان مثل قاعدة الطهارة فيما اشتبه طهارته بالشبهة الحكمية و ان كان مما ينتهى
شرح
اين مختصر احكام تقدم و تأخر آنها و مفصل احكام آنها در جاى خودش خواهد آمد انشاءالله تعالى .
مخفى نماند موارد اصول عمليه كه بيان شد كه شك جزء موضوع آنها مىباشد نه مراد از شك تساوى الطرفين كه مقابل ظن است مىباشد كما توهم بلكه موارد اصول عمليه در جائى است كه واقع براى مكلف انكشاف نشده باشد نه علما و نه علميا يعنى در جائى كه واقع معلوم نشده است براى مكلف نه علما و نه علميا آن موارد جاى اصول عمليه است و لو ظن بخلاف يا بوفاق بر هريك از آنها باشد
مثلا استصحاب طهارت جارى است در جائى كه حالت سابقه طهارت باشد و لو ظن بخلاف برآن باشد چون آن ظن غير معتبر است شرعا از اين جهت حكم شك را دارد و همچنين تمام موارد اصول عمليه ظن بخلاف يا بوفاق چون حجيت شرعى ندارد تمام آنها حكم شك را دارند كما لا يخفى .
قوله بعد الفحص و اليأس عن الظفر الخ جاى اصول عمليه موردى مىباشد كه ادله اربعه كتاب و سنت و اجماع و عقل نباشد كه اگر يكى از آنها باشد مقدم و حكومت دارد بر اصول كما آنكه گذشت و قهرا مورد آنها فقدان نص و يا اجمال نص و يا تعارض آنها مىباشد بنا بر آنكه در تعارض خبرين رجوع باصول شود بعد از آنكه مرجح نباشد كما آنكه خواهد آمد در باب آن انشاءالله تعالى
قوله بدليل مما دل عليه حكم العقل او عموم النقل الخ ادله برائت دو قسم است عقلى و نقلى عقلى مثل قاعده قبح عقاب بلا بيان يا