. . . . . . . . . .
شرح
و همچنين در جائى كه علم وجدانى براى مكلف حاصل شود به حكم واقعى از ادلهء اصول و امارات كه علم وجدانى به احكام واقعيه خروج تخصصى دارد بر ادله اصول و امارات .
و اما تخصيص عبارت است از اخراج فردى از افراد موضوع از حكم مثل آنكه بفرمايد اكرم العلماء إلا زيدا كه زيد عالم است ولى از حكم وجوب اكرام خارج است :
و اما ورود عبارت است از خروج وجدانى ايضا لكن بتعبد مثل ورود ادله تعبديه بر اصول عقليه كه اصول عقليه در موضوع آنها اخذ شده است عدم بيان يا عدم مؤمّن يا تحير مكلف از حيث عمل كه اصول تعبديه شرعيه اينها بيانند و مؤمّناند و رفع تحير از مكلف مىنمايند .
و اما حكومت يا ظاهريه است يا واقعيه اما حكومت واقعيه مثل ادله نفى ضرر و نفى حرج كه احكام واقعيه را مقيد مىكند در آنجائىكه حكم ضررى يا حرجى باشد و اما حكومت ظاهريه مثل حكومت امارات بر اصول شرعيه يا حكومت بعض اصول بر بعض ديگر كه حكومت امارات بر اصول از جهت آنست كه احكام واقعيه يا ثابت مىشود بقطع وجدانى و يا بقطع تعبدى و چون امارات علم تعبدى مىباشند از اين جهت مقدماند بر اصول چون موارد اصول در جائى است كه شك در واقع باشد و بعد از آنكه امارات ثابت مىكند واقع را تعبدا شك در واقع نمىباشد و از اين جهت رتبه اصول مؤخر است از امارات
اين معنى را مرحوم شيخ انصارى بيان نموده محكى قوله فى فوائده ان دليل الامارة و ان لم يكن رافعا لموضوع الاصل كالدليل العلمى الا انه نزل شرعا منزلة الرافع فهو حاكم على الاصل لا مخصص له الخ