تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
و كون النسبة بينه و بين بعضها عموما من وجه لا يمنع عن تخصيصه بها بعد الاجماع على عدم التفصيل بين مواردها مع لزوم قلة المورد لها جدا لو قيل بتخصيصها بدليلها اذ قل مورد منها لم يكن هناك استصحاب
شرح
و اما كلام در تعارض استصحاب با قرعه آنست كه موارد قرعه از روايات آن و موارد آن استفاده مىشود در هر موردى كه علم به حكم واقعى يا حكم ظاهرى نباشد آن موارد مورد قرعه مىباشد و مراد از لفظ مشكل كه نقل شده است القرعة لكل امر مشكل همين معنى است يعنى در جائى كه حكم واقعى يا حكم ظاهرى مشكل باشد رجوع به قرعه مىشود از اين جهت مصنف مىفرمايد استصحاب مقدم است بر قاعده قرعه چون استصحاب اخص از قاعده قرعه مىباشد چون استصحاب حالة سابقه لازم دارد بدون قاعده قرعه و اختصاص قاعده قرعه بدون احكام يعنى قاعده قرعه مخصوص است بموضوعات و در احكام جارى نيست اين معنى موجب خاص بودن قاعده قرعه نمىشود چون الفاظ قاعده قرعه كه در روايات وارد شده عموم است ولى در خارج علماء تخصيص آن را بموضوعات داده‌اند و نسبت هر دو دليل قبل از تخصيص بايد ملاحظه شود نه بعد از تخصيص كما آنكه در باب تعارض ان‌شاءالله تعالى بيان مىشود .

[ تقدم استصحاب بر قاعده قرعه و وجه آن ]

قوله : و كون النسبة بينه و بين بعضها الخ اشكال در تخصيص آن قواعد استصحاب را به اينكه نسبت بين استصحاب و قاعده فراغ و تجاوز نسبت عموم من وجه است و در مواردى كه عام حمل بر خاص مىشود در جائى است كه نسبت بين آنها عام و خاص مطلق باشد نه عموم من وجه مصنف بيان مىفرمايد اين جهت مانع از تخصيص ادله استصحاب نمىباشد بعد از آنكه اجماع داريم بر عدم تفصيل بين موارد آنها يعنى نسبت بين قاعده فراغ و قاعده تجاوز با استصحاب نسبت بين آنها فرقى ندارد كه آن نسبت عام و خاص مطلق باشد يا من وجه در تمام حالات اجماع بر تقدم قواعد مذكوره داريم بر استصحاب علاوه بر
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 479 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى