. . . . . . . . . .
شرح
آخرى است اخبار استصحاب شامل آنها نمىشود علاوه بر ما تقدم استصحاب عدم حصول طهارت مقدم است بر حصول طهارت به قاعده مقتضى و مانع بلكه در تمام موارد قاعده معارض است باستصحاب كما لا يخفى .
بعضى تمسك نمودهاند در قاعده مقتضى و مانع باصل عدم مانع بعد از يقين بمقتضى كه ريختن آب باشد بالوجدان و عدم مانع باصل ثابت مىشود پس در اين حال طهارت حاصل است جواب آنكه وجود طهارت و اثر شرعى مترتب بر عدم مانع نمىباشد فقط بلكه بر ريختن آب ايضا همچنانى كه بيان شد و ممكن نيست اثبات طهارت باصالة عدم مانع الا على القول باصل مثبت .
بعض ديگرى تمسك نمودهاند به حجيت قاعده مقتضى و عدم مانع به سيره و بناء عقلاء بدعوى آنكه حكم بوجود معلول مىنمايند بعد از علم بوجود مقتضى و شك در وجود مانع اين معنى ايضا صحيح نيست چون اثبات نشده است استقرار اين سيره بلكه خلاف آن ثابت است مثلا اگر كسى حجرى را انداخت به طرف شخصى و شك در وجود مانع شد كه آيا رسيده است به آن يا نه با علم به اينكه اگر آن حجر به آن شخص رسيده باشد يقينا او را كشته است آيا در اين مورد عقلاء حكم مىكنند بتحقق قتل و قصاص آن شخص رامى را بلا اشكال خلاف آن ثابت است و حكم نمىشود به كشته شدن او و قصاص قاتل .