. . . . . . . . . .
شرح
آن از بين مىرود و بيان و لا بيان متناقض و منافى مىباشند و لذا بعد از بيان شارع مقدس حكم عقل برداشته مىشود وجدانا و اما حكومت عبارت است از انتفاء موضوع و نفى آن بتعبد شرعى مثل امارات نسبت باصول شرعيه كه يكى از آن اصول استصحاب است كه بعد از ارتفاع متيقن سابق بتعبد شرعى و به حجت شرعيه موضوع استصحاب برداشته مىشود تعبدا چون موضوع استصحاب شك بود و آن شك به واسطه تعبد شرعى برداشته شد و لو شك وجدانى با اماره حاصل موجود است چون اماره افاده علم وجدانى نمىكند پس از اينجا معلوم شد كه تقدم امارات بر استصحاب نه من باب ورود است كه مصنف بيان نمود بلكه من باب حكومت است .
و اما دليلى كه مصنف براى ورود امارات بر استصحاب بيان نمود اين معنى يعنى بر طرف شدن موضوع استصحاب به واسطه اماره چون اماره علم است تعبدا در مقام ثبوت و واقع صحيح است الا آنكه در مقام اثبات دليلى برآن معنى مصنف بيان نفرمود چون ظاهر لا تنقض اليقين بالشك بل انقضه بيقين آخر ظاهر يقين - يقين وجدانى است نه يقين تعبدى و حجت شرعيه اراده شود توضيح حكومت آنست كه قضاياى حقيقيه متعرض اثبات موضوع خود و يا نفى آن نمىكند چه قضيه شرعيه باشد و چه عرفيه و چه اخباريه و چه انشائيه مثلا قولنا الخمر حرام اثبات حرمت است بر تقدير وجود خمر و اثبات نمىكند مثلا كه اين مايع خمر است يا خمر نيست چون هريكى اثبات يا نفى موضوع خودش نمىنمايد .
و اما دليل حاكم بر محكوم تصرف در موضوع محكوم است سعة يا ضيقا مثلا اكرم العلماء بعض موارد وارد مىشود زيد عالم در اين مورد توسعه در موضوع حكم است يا زيد ليس بعالم در اين مورد ثانى تضييق و كوتاه نمودن دائره حكم است و همچنين قوله تعالىوَ حَرَّمَ الرِّباو قوله عليه السّلام لا ربا بين الوالد و الولد معناى و حرم