تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
لا بد من الاقتصار مما فيه من الدلالة على التعبد بثبوته و لا دلالة له الا على التعبد بثبوت المشكوك به لحاظ اثره حسبما عرفت فلا دلالة له على اعتبار المثبت منه كسائر الاصول التعبدية الا فيما عد اثر الواسطة اثرا له لخفائها او شدة وضوحها و جلائها حسبما حققناه .
شرح
و لوازم واقع و ملازمات آن مىنمايد و چون اشاره و حكايت از واقع مىنمايد مقتضاى دليل حجيت آن اماره يا طريق آنست كه لازم است تصديق واقع و آنچه كه دال است بر اطراف آن در حكايت از واقع . و حاصل آنكه همچنانى كه يقين وجدانى اگر بواقع حاصل مىشد بلا اشكال يقين به لوازمات واقع چه آن لوازمات عقليه باشند و چه عاديه يقين به تمام آنها حاصل مىشد همچنين است علم تعبدى بواقع و تمام لوازمات واقع تعبدا ثابت مىشود كه آن لوازمات عبارتند از اصول مثبته كما لا يخفى بخلاف دليل استصحاب كه در تعبد باستصحاب لازم است اقتصار و اكتفاء شود بتعبد نفس ملزوم و اثبات نمىشود به ادله استصحاب اطراف ملزوم و لوازمات عاديه و يا عقليه و لو حكم شرعى بر آنها مترتب شود و آنچه كه مشكوك است فعلا و سابقا متيقن بوده اثر آن شرعا ثابت مىشود بنا بر آنچه را كه قبلا بيان نموديم و ادله استصحاب دلالت ندارد بر اعتبار و حجيت مثبتات مستصحب همچنانى كه در اصول تعبديه ديگر ادله حجيت آنها دلالت ندارد بر حجيت مثبتات آنها و لوازم آنها بلكه آنچه را كه متيقن است حجيت ملزوم است بدون لوازم مثلا قاعده طهارت اثبات مىكند شىء مشكوك الطهارة طاهر است و اگر لازمه طهارت آن شىء نجاست ديگرى باشد اثبات نمىكند بخلاف بينه كه اثبات مىكند علاوه بر طهارت نجاست شىء ديگر را الا در جائى كه اثر واسطه خفى باشد و لو در اين موارد از اصول مثبته است كما آنكه بيان نموديم نظير استصحاب عدم مانع براى صحت وضوء يا غسل و يا آنكه اصل مثبت بسيار واضح و جلى باشد حسب