تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
كما لا شبهة فى ترتيب ما للحكم المنشأ بالاستصحاب من الآثار الشرعية و العقلية و انما الاشكال فى ترتيب الآثار الشرعية المترتبة على المستصحب
شرح
استصحاب زيد مىشود براى آثار بلا واسطه كه بر وجود زيد مىباشد مثل آنكه اگر مسافرت كرد و احتمال موت داده شود استصحاب وجود آن اثر آن وجود نفقه زوجه آن مىباشد و اين اثر شرعى است بلا واسطه دوم آثار شرعيه مع الواسطه مثل استصحاب خضاب لحيه او البته اين مستصحب شرعى است لكن با واسطه آنكه اثبات لحيه براى زيد باشد و يا مثل آنكه شك بشود در وجود حاجب و مانع در صحت غسل كه آيا آب به بشره رسيده يا نه بنا بر اصل مثبت استصحاب عدم حاجب مىشود پس اثبات مىشود كه آب به بشره رسيده و غسل صحيح است و بنا بر عدم غسل باطل است چون وصول آب به بشره متيقن نبوده سابقا تا استصحاب آن شود . سوم آثار عاديه آن مثل آنكه ده‌ساله بوده مسافرت كرد و فعلا بيست سال گذشته است چون عادة كسى كه سى سال از عمر او گذشته باشد لحيه و ريش دارد چهارم از آثار آن آثار عقليه مىباشد مثل آنكه زيد هركجا باشد حيز و مكانى مىخواهد پس اقتضاء اخبار استصحاب مثل لا تنقض اليقين بالشك و غيره آنست كه انشاء حكم براى مستصحب مىشود در جائى كه استصحاب حكم باشد مثلا استصحاب وجوب صلاة جمعه جعل وجوب است براى صلاة جمعه غاية الامر وجوب صلاة جمعه اولى وجوب واقعى است و وجوب استصحابى وجوب ظاهرى است و همچنين در استصحاب موضوع جعل حكم ظاهرى براى موضوع مىشود مثل حكم واقعى آن موضوع مثل استصحاب خمر جعل حرمت ظاهرى مىشود براى خمر مثل جعل حرمت واقعى پس استصحاب يا حكم است و يا موضوع و در دو حال جعل حكم ظاهرى مىشود . قوله : كما لا شبهة فى الخ كما آنكه شبهه‌اى نيست در آنكه اگر مستصحب حكم باشد مثل وجوب صلاة