. . . . . . . . . .
شرح
و مراد از شىء ثانى ظاهرش عقوبت است از طرف آن حكمى كه مكلف نمىداند و ظاهر اين روايت مىرساند كه احتياط در موارد مذكوره واجب نيست پس اين روايت معارض است با آن ادلهاى كه دال بر وجوب احتياط است در موارد مذكوره كما آنكه تعارض آنها بيان مىشود انشاءالله تعالى و تخصيص جاهل مقصر به اين روايت از دليل خارج است كه مسلم است جاهل مقصر در هر مورد كه عقوبت دارد و آن بدليل خارج است .
روايت دوم كه نقل شده در وسائل باب ثلاثين از خلل صلاة قوله عليه السّلام ايما امرئ ركب امرا بجهالة فلا شىء عليه اين روايت هم ظاهرش آنست موارد ذكر شده كه دليل بر اثبات معرفت آنها نداريم ارتكاب آنها شىء و عقوبتى بر آنها نيست و ظاهر اين روايت خصوص شبهه تحريميه است چون ارتكاب فعل ايجاد فعل است نه ترك فعل پس معارض است اين روايت با اخبارى كه دال است بر وجوب احتياط و چون ظهور بر نفى وجوب احتياط مىنمايد اخبار احتياط حمل بر استحباب مىشود اگر دلالت آنها تمام شود .
روايت سوم قوله عليه السّلام ان اللّه يحتج على العباد بما آتيهم و عرفهم اين روايت نقل از وافى در كتاب عقل و علم و توحيد شد و ظاهرش در شبهات حكميه تحريميه و غيره است كما آنكه ذكر شد چون مكلف معرفت و علم به آنها ندارد عقابى برآن نيست و اشكال بر اينكه مفاد روايت مفاد قاعده قبح عقاب بلا بيان است اين اشكال در اكثر روايات وارد است اگر همه آنها نباشد و جواب آن داده مىشود انشاءالله تعالى
روايت چهارم صحيحه عبد الرحمن بن الحجاج حكايت شده اين روايت در وسائل در نكاح در ابواب ما يحرم بالمصاهرة عن ابى ابراهيم عليه السّلام قال سألته عن الرجل يتزوج المرأة فى عدتها بجهالة أ هي ممن لا تحل له ابدا فقال لا اما اذا كان