و لكنه يتخيل بانه لا يختل به ما هو الملاك فى الاستصحاب بحسب تعريفه و دليله حسبما عرفت .
شرح
در رحم موجود است يا نه و اين قسم استصحاب برگشت به آن مىشود كه اصلا متيقن سابقى نيست تا شك در آن باشد نظير اشكال در اصل زمان كه بيان شد .
قوله : و لكنه يتخيل بانه الخ جواب اين اشكال اين خيال است و آنكه قبلا بيان شد ملاك در استصحاب بحسب تعريف و دليل آن آنست كه قبلا بيان نموديم كه متيقن سابق و مشكوك آن موضوع عرفى است و در اين مواردى كه ذكر شد مثل آب در منبع يا خون در رحم بلا اشكال يقين سابق و شك لا حق حاصل است عرفا پس استصحاب جارى است .
مخفى نماند شك در جريان آب و سيلان دم از سه راه مىشود .
اول شك در مقتضى كه آيا آب يا خون در محل باقى است يا نه - دوم شك در رافع كه آيا مانع جلو آنها گرفته يا نه .
سوم شك در حدوث ماده ديگر با علم بانتفاع اول كه بعد از علم بانتفاع اول آيا ماده ديگر حادث شده يا نه در اخير قسم سوم كلى مىباشد استصحاب آن صحيح نيست در اين موارد استصحاب جارى است حركت زمانى مثل آنكه اراده مسافرت داشت مثلا از اصفهان به مكه شك در آن شود كه آيا اراده اوليه سفر باقى است يا نه در اين مورد شك در مقتضى است كما آنكه اگر يقين به اراده سفر مىباشد ولى شك در مانع است كه آيا جلو آن گرفته شده است يا نه كه در اين مورد شك در مانع است و يا آنكه شك در حدوث مقتضى جديد باشد با علم بارتفاع مقتضى اول مثل آنكه يقين بارتفاع اراده اول مىباشد و شك در آنكه آيا اراده سفر غير حج را دارد يا نه در اين موارد استصحاب ايضا جارى است غير اخير .