ان قلت كيف و قد اخذ اليقين بالشيء فى التعبد ببقائه فى الاخبار و لا يقين فى فرض تقدير الثبوت .
شرح
و مقدم است بر استصحاب مسبب كه طهارت باشد و استصحاب موضوع عدم ملاقات لباس است با نجاست و از اين جهت عدم ملاقات چون استصحاب سببى است مقدم است بر استصحاب مسبب كه طهارت باشد و اما قسم دوم از اصول كه اثبات حكم را در آن ثانى و ثالث و رابع نمىكند مثل استصحاب يا قاعده طهارت اگر لباسى را كه نجس است به آبى كه مشكوك است طهارت و نجاست آن شسته شود اگر اين آب حالت سابقه طهارت دارد استصحاب جارى است و اگر ندارد قاعده طهارت برآن جارى استصحاب طهارت آن آب يا قاعده طهارت در آن آب مقتضى است كه لباس نجس كه شسته شده است پاك است و بعد از شستن استصحاب نجاست جارى نيست چون استصحاب طهارت يا قاعده طهارت مقدم است بر استصحاب نجاست بجهة آنكه استصحاب سببى است و استصحاب طهارت ماء و يا قاعده طهارت فقط موجب طهارت ثوب مىشود نه حالات بعد ثوب را كه اگر بعد از آن شك در آن شود كه آن لباسى كه شسته شده است به آن آب آيا ملاقات نجاست را كرده است يا نه استصحاب طهارت آن لباس جارى است و لو يقين در مورد يقين وجدانى نيست بلكه به واسطه قاعده طهارت و يا استصحاب آن يقين حاصل شده است و يقين تعبدى است نه يقين وجدانى .
قوله : ان قلت كيف و قد الخ اشكال آنست كه در استصحاب لازم است كه يقين وجدانى باشد چون امام عليه السّلام فرموده لا تنقض اليقين و مورد طرق و امارات يقين نيست بلكه يا شك بواقع است و يا ظن و شك و ظن جاى يقين را نمىگيرند .