تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
لا يقال قد علم به وجوب الاحتياط فانه يقال لم يعلم الوجوب او الحرمة بعد فكيف يقع فى ضيق الاحتياط من اجله .
شرح
اعلام اشكال نموده‌اند كه روايت دال بر برائت نيست بلكه مضمون آن مضمون قاعده قبح عقاب بلا بيان است . بله ممكن است گفته شود اين روايت اطلاق دارد چه شبهه وجوبيه و چه تحريميه و ادله احتياط تقييد آن مىكند چون وجوب احتياط فقط در شبهه حكميه تحريميه است كما آنكه بعض اعلام قائلند و يا آنكه ما ، ما لا يعلمون ما موصوله باشد كما آنكه ظهور در آن دارد و معنى آن مىشود آن چيزى كه وجوب آن يا حرمت آن معلوم نيست و مشتبه است چه شبهه وجوبيه باشد و چه تحريميه و چه موضوعيه باشد و چه حكميه و چه حكم وضعى اطلاق آن تمام موارد مذكوره را شامل مىشود و آنكه مردم در سعه مىباشند نه آنكه تكليف داشته باشند در اين موارد مذكوره كه ضد سعه ضيق آنها مىباشد و از واضحات است كه اگر در موارد مذكوره احتياط واجب باشد مردم در سعه نيستند اصلا . پس اين روايت معارض است با آن ادله‌اى كه احتياط را واجب مىكند اگر دلالت آنها بر وجوب تمام باشد كما آنكه ذكر مىشود ان‌شاءالله تعالى - پس بعد از تعارض وجوب احتياط حمل بر استحباب مىشود چون اين روايت و روايات ديگر تصّ در جواز ترك احتياط مىباشد يا اظهر است . قوله لا يقال قد علم به وجوب الاحتياط الخ . اشكال نشود كه روايت مىفرمايد مردم در سعه و بدون تكليفند آن چيزى را كه علم به آن ندارند و ادله وجوب احتياط سبب علم مكلف مىشود به تكليف و از اين جهت ادله احتياط مقدم است جواب آنكه فانه يقال علم بوجوب يا حرمت به واسطه احتياط حاصل نشده است پس چگونه مكلف در ضيق احتياط واقع مىشود از جهت احتياط
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 34 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى