. . . . . . . . . .
شرح
مخفى نماند احكام وضعيه و همچنين احكام تكليفيه آنها يك حقيقت خارجى دارند كه در خارج وجود تكوينى پيدا مىكنند و ايجاد مىشوند مثلا هبه و عطيه خارجى ايجاد اعطاء خارجى است در هبه و همچنين اعطاء اجير خارجى در اجاره است و همچنين اعطاء عين مرهونه در رهن و همچنين صلح حقيقى كه اينها احكام وضعيه خارجيه مىباشند يعنى حقيقت آنها تكوينا در خارج ايجاد شده است و كذا حكم تكليفى مثل وجوب ايجاد نفس فعل است در خارج و همچنين نهى در احكام تكليفيه ترك فعل است در خارج و هكذا احكام تكليفيه حقيقت احكام وضعيه و تكليفيه همينها بود كه بيان شد .
و اما انشاء معانى آنها كه به مجرد لفظ ايجاد مىشوند و يا لفظ متكلم مظهر آن معنائى است كه متكلم اراده نموده است . و ايجاد اين مفاهيم حقيقت ادعائى است نه حقيقت تكوينى و منافات ندارد جعل حقيقيه ادعائى با امر اعتبارى نظير رايت اسدا يرمى كما آنكه بيان شد - پس به مجرد انشاء آنها از طرف ذات اقدس الهى و يا از طرف كسى كه امر جعل بدست او هست انشاء مىشود آن احكام وضعيه به قسمى كه بعد از جعل آثار آنها مترتب مىشود برآن احكام كما آنكه شهادت به اين بيان ما مىدهد ضرورى بودن آنكه صحيح است انتزاع ملكيت از مثل بعت ملكيت براى مشترى و انتزاع زوجيت از مثل زوجت و قبلت .
و همچنين انتزاع طلاق كه از ايقاعات است و عتق امور مذكوره ايجاد مىشوند به مجرد عقد يا ايقاع از كسى كه اختيار سلطنت ايجاد آنها را دارد كما آنكه ذكر شد بدون ملاحظه حكم تكليفى در آنها و آثار آنها و اگر اين احكام وضعيه مثل ملكيت و زوجيت و طلاق و عتاق منتزع از احكام تكليفيه بودند هرآينه صحيح نبود اعتبار و انتزاع آنها الا به ملاحظه احكام تكليفيه و بعد از وجود حكم تكليفى مثلا اگر