و منها صحيحة اخرى لزرارة قال قلت له اصاب ثوبى دم رعاف او غيره او شىء من المنى فعلمت اثره الى ان اصيب له الماء فحضرت الصلاة و نسيت ان بثوبى شيئا و صليت ثم انى ذكرت بعد ذلك قال تعيد الصلاة و تغسله قلت فان لم اكن رأيت موضعه و علمت انه قد اصابه فطلبته و لم اقدر عليه فلما صليت وجدته قال ( ع ) تغسله و تعيد .
شرح
فعلا صحيح است نماز با آن طهارت مشكوك همچنانى كه يقينا طهارت محقق بود و همچنين تنزيل حكم بجعل حكم شرعى است مثل آن حكم مشكوك مثل آنكه شك در وجوب انفاق زيد بر عيالاتش داشته باشد استصحاب وجوب انفاق در مقام شك جعل آن وجوب است تعبدا در مقام شك كما آنكه قبلا اشاره شد به آن پس در اين حال قضيه لا تنقض ظهور دارد در حجيت استصحاب در شبهات حكميه و در شبهات موضوعيه هر دو همچنانى كه قبلا بيان شد همچنانى كه حجيت خبر واحد شامل موضوع و حكم مىشود مثل آنكه بفرمايد اعمل بالخبر .
و اشكال به اينكه مورد روايت اختصاص دارد در شبهه موضوعيه مثل طهارت و وضوء و شامل شبهه حكميه نمىشود اين جهت موجب و سبب نمىشود تخصيص روايت بشبهات موضوعيه و مورد روايت كه در باب وضوء وارد شده است مخصص حكم نمىشود همچنانى كه بيان نموديم خصوصا بعد از ملاحظه آنكه روايت عموم يقين و شك را بيان مىكند آن عموم كه ارتكازى عقلاء است و آن قاعده كليه آورده شده است در غير آن مورد و در غير آن روايت همچنانى كه بعدا روايات ديگر بيان مىشود پس قانون استصحاب كلى است چه شك در حكم باشد يا موضوع يا غير موضوع و مطلقا استصحاب حجت است فتأمل .