تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
و بالجملة لا يكاد يشك فى ان اليقين كالبيعة و العهد انما يكون حسن اسناد النقض اليه بملاحظته لا بملاحظة متعلقه فلا موجب لارادة ما هو اقرب الى الامر المبرم او اشبه بالمتين المستحكم مما فيه اقتضاء البقاء لقاعدة اذا تعذرت الحقيقة فاقرب المجازات اولى بعد تعذر ارادة مثل ذلك الامر مما يصح اسناد النقض اليه حقيقة
شرح
شك در بقاء روشنى سراج از جهت استعداد و بقاء نفت آن باشد با اينكه اين نسبت صحيح و حسن است و لو در موردى كه شك در بقاء اقتضاء و بقاء روشنى باشد و حاصل جواب مصنف از مرحوم شيخ آنكه نسبت نقض را بنفس يقين دادن بلا اشكال حقيقت است و مجاز نيست و لازم نيست اراده شود از يقين متيقن مجازا كه امام عليه السّلام فرموده است لا تنقض اليقين بالشك اى لا تنقض المتيقن بالمشكوك در اين حال اسناد نقض بيقين در دو حال صحيح و حقيقت است چه شك در مقتضى باشد و چه شك در رافع كما آنكه بيان شد .

[ رد دليل مرحوم شيخ در عدم استصحاب در مقتضى ]

قوله : و بالجملة لا يكاد يشك الخ حاصل آنكه شكى نيست كه يقين مثل بيعت و عهد و امثال آن مىماند كه اسناد نقض بيعت و عهد نظير نقض يقين مىماند كه ملاحظه خود بيعت و عهد مىشود نه متعلق آنها يقين هم همچنين است نقض به خود يقين مىخورد نه آنكه نقض به متيقن و به امر خارجى باشد پس در اين حال علت و موجبى نيست براى آنچه را كه مرحوم شيخ قائل است كه امر خارجى متعلق نقض است چون اقرب بامر و يا اشبه است به متين و محكم بودن از چيزهائى كه اقتضاء بقاء و استعداد بقاء در آن باشد براى آن قاعده‌اى كه مسلم است كه اگر ارادهء معناى حقيقى متعذر شد و ممكن نشد ارادهء آن حقيقة پس در اين موارد اقرب مجازات اولى است يعنى يقين حقيقة فعلا وجود خارجى