و اخرى يكون على نحو لو كانت هناك دلالة للزم الاغماض عنها بسببه عرفا حيث كان اجتماعهما قرينة على انه به مجرد المقتضى و ان العارض مانع فعلى هذا و لو لم نقل بحكومة دليله على دليله لعدم ثبوت نظره الى مدلوله كما قيل .
شرح
است شرب آن و اغماض و رفع يد از دليل وجوب حفظ نفس ممكن نيست بشود پس مقدم مىشود دليل حفظ نفس بر ادله لا ضرر .
قوله و اخرى يكون على نحو لو كانت الخ .
يعنى بعض موارد اگر حكم بر موضوع اولى باشد لازم است اغماض و رفع يد از آن بسبب دليل عارض كه ادله لا ضرر باشد در جائى كه جمع شود حكم اولى با ضرر و اجتماع آنها قرينه مىشود حكم اولى اقتضائى است كه به مجرد عارض و مانع فعلى كه ضرر باشد برداشته مىشود و ادله لا ضرر مقدم است كما آنكه گذشت بيان آن اين بيان در جائى است كه قائل نشويم به حكومت ادله لا ضرر بر احكام اوليه چون ثابت نشده است و بيان نظر ادله لا ضرر بر ادله احكام اوليه كما آنكه گفته شده است كه ادله لا ضرر حكومت دارد بر ادله اوليه و قائل مرحوم شيخ انصارى مىباشد .
مخفى نماند حق با مرحوم شيخ انصارى است اولا حكم اقتضائى در احكام اوليه كه مصنف قائل است اگر مراد جعل حكم شرعى باشد كه شامل بعث و زجر نشود اين معنى صحيح نيست چون كرارا گذشته است جعل احكام شرعيه بنحو قضيه حقيقيه مىباشد و با تحقق موضوعات آنها خارجا محال است آن احكام فعلى نباشد علاوه بر آن اگر احكام اوليه در موارد ضرر اقتضائى باشد در غير موارد ضرر امتثال آنها لازم نيست چون فعلى نيست و اگر در موارد غير ضرر فعلى باشد يك دليل واحد چگونه ممكن است اثبات كند احكام اوليه در جائى كه با ضرر جمع مىشود اقتضائى است و در غير ضرر فعلى است و اگر مراد به حكم اقتضائى آن باشد كه فعل داراى