تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
و قد صار بعض الفحول بصدد بيان امكان كون المأتيّ فى غير موضعه مأمور به بنحو الترتيب و قد حققناه فى مبحث الضد امتناع الامر بالضدين مطلقا و لو بنحو الترتيب بما لا مزيد عليه فلا نعيد . ثم إنّه ذكر لاصل البراءة شرطان آخر ان احدهما ان لا يكون موجبا لثبوت حكم شرعى من جهة اخرى ثانيهما ان لا يكون موجبا للضرر على آخر
شرح
قوله و قد صار بعض الفحول بصدد الخ . بعضى از اعلام كه مرحوم كاشف الغطاء باشد در موارد قصر و اتمام و همچنين جهر و اخفات بيان كرده است كه هركدام از آنها مأمور به شرعى مىباشند بنحو ترتب به اين قسم كه امر اولى به صلات قصر است در مسافر و اگر ترك آن شد امر به تمام است و كذا جهر و اخفات . مصنف جواب مىدهد كه اين مطلب را بيان نموديم در بحث ضد كه ممتنع است امر بضدين مطلقا و لو بنحو ترتب باشد به بيانى كه زيادتر از آن لازم نبود فلا نعيد . مخفى نماند در باب امر به شىء نهى از ضد مثل صلاة و ازاله نجاست آنجا ما بيان نموديم كه صلاة امر شرعى دارد و هم ازاله ولى بامر ترتبى آن بيان سابق در ما نحن فيه جارى است و جواب مصنف آنجا داده شد فراجع .

[ دو شرط ديگر براى جريان برائت از بعضى و رد آنها ]

قوله ثم إنّه ذكر لاصل البراءة الخ . دو شرط ديگر كه مرحوم فاضل تونى باشد ذكر نموده براى برائت . اول آنها برائت سبب نشود براى ثبوت حكم شرعى از جهت ديگرى مثلا در انائين كه مشتبه است و يكى از آنها نجس است جارى كردن برائت در يكى از آنها موجب مىشود كه ظرف ديگر مسلم نجس باشد بعد از آنكه قبلا نجاست آن احتمال بود و همچنين مثل آنكه نجاستى واقع شد در اينكه شك در كريت آن مىباشد
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 220 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى