تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
صحيحة بعد فعل صلاة الاتمام و لا من الجهر كذلك بعد فعل صلاة الاخفات و ان كان الوقت باقيا .
شرح
داراى مصلحت تامه‌اى كه لازم است استيفاء آن مصلحت فى نفسها مىباشد و اين مصلحت مهم است فى حد ذاتها و اگرچه مصلحت جهرى يا اخفاتى و يا قصرى مهم‌تر و بالاتر از آن مصلحت مىباشد ولى بااين‌حال چون آن صلاة اول داراى مصلحت مهم است بعدا امر به اعادهء صلاة نشده است و اينكه از اول امر به صلات ناقص نشده است به جهت آنست كه امر اولى به صلاتى است كه داراى مصلحت كامل و اتم مىباشد و اما حكم جاهل مقصر باستحقاق عقاب با اينكه متمكن است از اعاده صلاة به جهت آنست كه اعادهء صلاة و لو وقت باقى است بلا فائده مىباشد با آنكه استيفاء مصلحت شده است در صلاة ناقص با اين حال باقى نمىماند مجال و جائى براى استيفاء مصلحتى كه در مأمور به كامل مىباشد مثلا اگر مولى امر كرد آب سرد براى من بياورد و عبد مخالفت نمود و آب گرم آورد و مولى آشاميد بعد از شرب عطش مولى بر طرف شده و لو با آب گرم بوده و بعدا اگر آب سرد بياورد بىفايده است ولى استحقاق عقاب عبد به جهت آنست كه آب سرد را مخالفت نمود و از اين جهت اگر مكلف صلاة ناقص را در موضع ديگر بياورد جهلا با آنكه متمكن است از تعلم احكام در اين حال تقصير نموده است و لو بداند كه بعد از عمل وقت وسعت دارد براى اعاده صلاة از بيان ما ظاهر شد كه متمكن نيست مكلف از آوردن صلاة قصر صحيحة بعد از آنى كه صلاة تمام را آورده است در مسافرت همچنين متمكن نيست از آوردن صلاة جهر در جائى كه اخفات نموده بود در صلاة و بالعكس و اگرچه وقت باقى باشد همچنانى كه بيان در مثل گذشت .
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 217 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى