شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 212
. . . . . . . . . . مىداند و مكلف ترك آن نموده و يا تسبيحات اربعه را سه عدد آن را واجب مىداند و مكلف يكى از آنها را آورده و امثال اينها در اجزاء و شرائط و موانعى كه ركنى نماز باشد در اين موارد خلاف است بين علماء كه آيا عمل جاهل قاصر بلكه مقصر و لو گناه دارد ولى عمل آن صحيح است يا نه . قبلا ما بيان نموديم كه روايات لا تعاد الصلاة الا من خمس شامل اعمال جاهل قاصر و مقصر و ناسى بلكه عامد مىشود كه مخالفت نموده باشند منتهى مراتب در مخالفت عمدى كه عالم باشد باجماع و غير خارج است از روايت و لازم است اعاده اعمال و لو غير اركان باشد . [ اشكال بعض اعلام بر حديث لا تعاد و بيان جواب آن ] بعض از اعلام قائلند كه روايت لا تعاد همين قسمى كه بيان نموديم شامل جاهل قاصر و مقصر مىشود همچنانى كه شامل عمل ناسى مسلم است الا آنكه اشكال خارجى بر روايت نمودهاند - به اينكه ادله اجزاء و شرائط و موانع آن ادله امر مولوى نيست بلكه ارشاد است به جزئيت شىء يا شرطيت آن يا مانعيت براى مأمور به مثلا آيه شريفه إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ الخ ظاهر آيه امر است كه وضو واجب است ولى در واقع آنست كه وضو و طهارت شرط صلاة است . پس در اين موارد اگر ما از روايت لا تعاد خارج كنيم عمل ناسى و جاهل قاصر و مقصر را - تمام اينها اگر از روايت خارج شوند - البته عمل غير اركان آنها حمل روايت است بر فرد نادر به جهت آنكه باقيمانده روايت شخص عالمى است كه عمدا ترك جزء يا شرط يا مانع را ايجاد كند در مأمور به و اين معنى شايد اصلا موردى پيدا نكند يا اگر پيدا شود بسيار نادر است چون شخص مسلمان و لو ممكن است اصلا ترك صلاة كند . و اما اگر نمازى بخواند كه عالم است به شرط يا جزء آن مثل آنكه عمدا ترك طهارت كند يا سورهء نماز را ترك كند يا موانعى را ايجاد كند در نماز كه اين