فى ان المؤاخذة و الاحتجاج به ترك التعلم فيما لم يعلم لا به ترك العمل فيما علم وجوبه و لو اجمالا فلا مجال للتوفيق بحمل هذه الاخبار على ما اذا علم اجمالا فافهم .
شرح
مىشود كه قبل از فحص علم اجمالى منحل شود يا به جهت آنكه قبل از فحص به مقدار معلوم بالاجمال ظفر پيدا مىكند به آن مكلف و يا آنكه اطراف علم اجمالى محل ابتلاء مكلف نيست در موارد شبهات و لو عدم ابتلاء آن به جهت التفات به آن اطراف ندارد و غافل از آنها مىباشد و على كل علم اجمالى قبل از فحص منحل مىشود كه تمسك به آن نمودهاند و بااينحال جايز نيست برائت را جارى كردن .
و اولى آنست كه استدلال شود بر وجوب فحص به آياتى كه دال بر وجوب تحصيل علم مىباشد بر مكلف مثل قوله تعالىفَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْو قوله تعالىفَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ *و همچنين اولى آنست كه تمسك باخبار شود مثل قوله عليه السّلام طلب العلم فريضة على كل مسلم و مسلمة و قوله عليه السّلام تفقهوا و الا كنتم اعرابا تمسك بآيات و اخبارى كه ذكر شد براى وجوب تفقه و تعلم است و مؤاخذه بر آنها بر ترك تعلم است در مقام عذر آوردن از عمل كه مكلف عذر مىآورد كه من عالم نبودم به احكام شرعيه .
جواب آن از طرف ذات اقدس الهى داده مىشود هلا تعلمت چرا نرفتى ياد بگيرى اين تفسير وارد شده است در قوله تعالىفَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُگفته مىشود براى عبد در روز قيامت آيا علم داشتى اگر گويد بلى جواب داده شود چرا عمل نكردى در دنيا و اگر جواب دهد كه من عالم نبودم جواب به آن داده مىشود كه چرا نرفتى ياد بگيرى احكام را تا عمل كنى .
پس اخبار برائت و لو مطلق است قبل از فحص يا بعد از فحص الا آنكه اخبار برائت مقيد مىشود به ادله وجوب تحصيل علم و آنكه بعد از آنى كه مكلف جستجو و فحص كرد ادله برائت جارى است چون ظهور ادله وجوب علم در مؤاخذه و احتجاج به ترك تعلم