شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 197
خاتمة فى شرائط الاصول اما الاحتياط فلا يعتبر فى حسنه شىء اصلا بل يحسن على كل حال الا اذا كان موجبا لاختلال النظام و لا تفاوت فيه بين المعاملات و العبادات مطلقا و لو كان موجبا للتكرار فيها . و توهم كون التكرار عبثا و لعبا بامر المولى و هو ينافى قصد الامتثال بين وجوب و حرمت است كه اگر شرط يا جزء باشد واجب است و اگر مانع يا قاطع باشد حرام ولى در جائى كه احتياط ممكن نباشد تخيير است مثل آنكه در ركعت سوم و چهارم سوره واجب است يا مانع است در اين موارد لازم است دو مرتبه نماز را بخواند يك مرتبه با سوره و مرتبه ديگر بدون سوره و اين موارد محذورين نيست مثل آخر رمضان كه مردد است بين وجوب روزه يا حرمت آن اگر عيد باشد كه در اين موارد ممكن نيست احتياط ولى در ما نحن فيه ممكن است احتياط و دو مرتبه عمل را بجا مىآورد كما آنكه اين واضح است از آنكه مخفى باشد . [ خاتمه در شرائط اصول و آنكه احتياط حسن است مگر بعض موارد ] قوله خاتمة فى شرائط الاصول . خاتمه متعلق است باصول اما احتياط پس معتبر نيست شىء در آن اصلا و احتياط مطلقا حسن است عقلا و شرعا در تمام حالات مگر آن احتياط موجب اختلال نظام باشد يا سبب وسوسه مكلف شود و امثال آنكه در اين موارد بعنوان ثانوى حرام مىشود و تفاوتى در حسن احتياط نمىباشد بين معاملات كه جمع بين محتملات مىشود و بين عبادات كه در تمام آنها احتياط حسن است و لو بعض موارد موجب تكرار عبادت مىشود مثل آنكه در روز جمعه امتثال به صلات جمعه مىنمايد و صلاة ظهر كه واقعا يكى از اينها واجب است . و ايضا در جائى كه لباس يقينا نجس است و مردد است بين دو فرد لباس يا سه تكرار نماز مىكند مكلف در هريكى از آن لباسها تا يقين كند صلاة در لباس طاهر امتثال شده است يقينا . قوله و توهم كون التكرار عبثا و لعبا الخ . اگر اشكال شود در تكرار عبادت بدون توصليات موجب عبث و لعب بامر