. . . . . . . . . .
شرح
تسليم شويم ما و قبول كنيم قوله عليه السّلام اذا امرتكم بشيء ، شىء اعم از كل و كلى است و شامل هر دو مىشود ولى چون مورد روايت مورد كلى است كه اراده از افراد كلى شده است مورد مخصص اطلاق شىء است و اگر كلى را شامل نشود و حمل بر كل شود مورد روايت از روايت خارج مىشود چون روايت جواب از سؤال راوى است از تكرار حج در هر سالى كه حج كلى است و هر سالى حج در آن افراد كلى حج مىباشد و اين رد جواب بعد از امر به حج است در هر سالى .
روايت از ابى هريره از طرف عامه روايت شده از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خطبهاى را بيان نمود و فرمود خداى عز و جل واجب نموده است بر شما حج را عكاشه يا سراقة بن مالك بلند شد و عرض كرد يا رسول اللّه در هر سالى واجب است حج ، حضرت از او اعراض كرد و اعتنائى به آن نفرمودند حتى اعاده كرد راوى كلام خودش را مرتين او ثلاث مرات حضرت جواب به او دادند و يحك چه چيز تو را تأمين نموده است كه من بگويم نعم يعنى در هر سالى و اللّه اگر سؤال تو را قبول كنم كه در هر سالى واجب است حج اين معنى واجب مىشود بر شما مادامىكه استطاعت داريد و اگر ترك كنيد حج را هرآينه كافر مىشويد پس ترك كنيد مرا آنچه را كه من ترك كردم بر شما و سؤال نكنيد از من چيزهائى را كه بيان نكردم براى شما و اين است و جز اين نيست هلاك شدند كسانى كه قبل از شما بودند به واسطه كثرت سؤال آنها و اختلاف آنها به انبياء عليهم السّلام فاذا امرتكم بشىء فأتوا منه ما استطعتم و اذا نهيتكم عن شىء فاجتنبوه .
مخفى نماند روايت از جهت سند كما آنكه بعض اعلام ذكر نمودهاند از عامه است كه بيان شد از ابى هريره است و اين روايت باختلاف نقل شده است از عامه
روايت ديگر كه از عامه نقل شده است قوله عليه السّلام فاذا امرتكم بالشىء فخذوا به ما استطعتم و اذا نهيتكم عن شىء فاجتنبوه و همچنانى كه مختلف روايت شده است از طرق عامه در كتب خاصه ايضا به دو وجه نقل شده است و بعد از آنى كه سند روايت