فانه يقال هذا اذا لم يكن ايجابه طريقيا و الا فهو موجب لاستحقاق العقوبة على المجهول كما هو الحال فى غيره من الايجاب و التحريم الطريقيين ضرورة انه كما يصح ان يحتج بهما صح ان يحتج به و يقال لم اقدمت مع ايجابه و يخرج به عن العقاب بلا بيان و المؤاخذة بلا برهان كما يخرج بهما
شرح
قوله فانه يقال الخ .
جواب آنكه بعد از اينكه وجوب احتياط برداشته شد و آن وجوب وجوب طريقى است بواقع بعد از آن عقابى براى واقع نمىماند چون واقع ثابت نشده براى مكلف بلكه نفى آن ثابت شده است و اين معنى در تمام ايجاب و تحريمى كه طريقى مىباشند صحيح است و قبلا گذشت كه احكام ظاهريه در طرق و امارات احكام طريقى است كه اگر بواقع رسيد واقع منجز است و اگر بواقع نرسد عذر است براى مكلف مثلا اگر مولى امر كرد زيد را حاضرش كنيد ولى عبد نفهميد كه زيد چه كسى مىباشد امر كرد ثانيا آنكسىكه در خانه مىباشد آن را احضار كن امر دومى مصلحت و مفسدهاى ندارد مگر به رسيدن بامر اولى و اوامر طرق و امارات از همين قبيل است .
قوله ضرورة انه كما يصح الخ ضرورى است صحيح است كه احتجاج كند مولى بر عبد بامر ايجابى طريقى و تحريمى طريقى كه براى چه مخالفت نمودى همچنين صحيح است احتجاج كند مولى بر عبد در جائى كه امر وجوبى واقعى باشد يا نهى و اثبات استحقاق عقاب عبد را كند كه مؤاخذه آن بلا بيان و عقاب آن بلا برهان نبوده است .
و حاصل آنكه همچنانى كه اگر مخالفت كرد عبد در اوامر و نواهى واقعى همچنين اگر مخالفت اوامر و نواهى طريقى را نمود عبد مستحق عقاب است و عقاب آن بلا بيان و بلا برهان نيست .