. . . . . . . . . .
شرح
است اعاده صلاة و لو در حال نسيان باشد و حال جزئى كه فراموش شده است يا شرط اگر ركن صلاة باشد جزئيت و شرطيت آن مطلقا ثابت است نصا نظير روايت لا تعاد كه پنج چيز را استثناء نموده است و لازم است در نسيان آنها اعادهء نماز يا اجماعا باشد نظير تكبيرة الاحرام و سائر اركان ديگر .
و حاصل آنكه دليل اولى كه اثبات جزئيت يا شرطيت مىنمايد براى مركب جزئيت و شرطيت آن شىء مطلقا مىباشد و دليل حديث رفع و روايت لا تعاد فقط ركنيت آنها را در جائى كه ثابت است استثناء مىنمايد كه لازم است اعاده مطلقا و غير اركان در حال نسيان و جهل لازم نيست اعاده . مخفى نماند ظاهر كلام مصنف در حال نسيان جزء همان كلامى است كه از ايشان گذشت در حال شك در جزء و آنكه برائت عقليه در هر دو جارى نيست ولى برائت نقليه نظير حديث رفع و غير جارى است .
جواب آن قبلا گذشت كه تفكيك بين برائت عقليه و شرعيه ممكن نيست چون بنا بر قول ايشان اگر تحصيل غرض لازم باشد و يا آنكه تكليف بين اقل و اكثر ارتباطى آن تكليف منحل نشود معنى ندارد برائت شرعيه بخصوص چون برائت شرعيه لوازم آنها حجيت ندارد كه به برائت اكثر ، اقل ثابت شود كما آنكه گذشت .
و ايضا مخفى نماند جزئى كه غير اركان باشد نسيان آن موجب صحت صلاة است و يا شرط صلاة اگر مثل حمد و سوره فراموش شود در آن بلا اشكال نماز صحيح است اشكال در آنست كه اين نمازى كه فاقد جزء است نسيانا آيا شخص ناسى مأمور به است اين صلاة را يا آنكه صلاة آن من باب وفاء به غرض است نظير جهل با خفات قرائت يا جهر قرائت كه اگر هركدام جاى ديگرى واقع شد جهلا آنجا عدهاى قائلند كه صلاة مسقط تكليف است و آن شرط بعد از آوردن صلاة ممكن نيست تحصيل آن .
مرحوم شيخ انصارى قائل است صلاتى كه جزء يا شرط آن اگر نسيان شود آن