شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 177
. . . . . . . . . . جامع صحيحها كه مصنف قائل بود و اختلاف ذاكر و ناسى نظير اختلاف مصاديق صلاة صحيح است مثل صلاة مسافر و حاضر و اختلاف صلوات يوميّه و غيره و در اين حال ناسى التفات بمأمور به دارد و لو خيال كند صلاة او هم تام است . [ بيان شمول حديث لا تعاد جاهل قاصر و مقصر را ] مخفى نماند بمناسبت ذكر حديث لا تعاد مناسب است معناى آنكه آيا شامل جاهل قاصر بلكه مقصد در نماز مىشود يا نه كما آنكه بعض اعلام ذكر نمودهاند مشهور آنست كه حديث لا تعاد شامل جاهل مطلقا نمىشود چون جاهل بجزء يا شرط و لو قاصر باشد به همان امر اولى لازم است اعاده كند نه آنكه بخطاب جديدى باشد مثل آنكه عمدا اگر جزء يا شرط را ترك كرد امر اولى اقتضاء دارد اعاده نماز را كه صحيح نبوده است و لكن حق آنست كه معناى اعاده وجود شيئى ثانى است بعد از وجود اول يا حقيقتا آن شىء اولى كه وجود پيدا كرد ثانيا آن را اعاده كند و يا ادعائا و تخيلا از اين بيان ظاهر شد كه عنوان اعاده صادق است در مواردى كه مكلف جهل بجزء يا شرط داشته باشد و لو اقتضاى تكليف اولى باقى است . و حاصل آنكه معناى اعاده شامل جاهل قاصر و مقصر مىشود همچنانى كه شامل ناسى مىشود بلكه شامل مواردى كه عمدا و عالما بجزء يا شرط باشد شامل آن مىشود مثل قوله عليه السّلام من زاد فى صلاته فعليه الاعادة كه ظاهر از اعاده عمدى است و مثل قول ديگر عليه السّلام در جائى كه جهر در اخفات نموده است يا اخفات در جهر اىّ ذلك فعل متعمدا فقد نقض صلاته و عليه الاعادة فان فعل ساهيا او لا يدرى فلا شىء عليه و قد تمت صلاته و منها قوله عليه السّلام در كسى كه تمام نموده صلاة را در سفر : انه ان قرأ عليه آية التقصير و فسرت له فصلى اربعا اعاده و ان لم يكن قرأت عليه و لم يعلمها فلا اعادة عليه . اين اخبارى كه ذكر شد دال است بر اينكه لفظ اعاده همچنانى كه در نسيان و خطاء استعمال مىشود همچنين در جهل در عمد استعمال شده است و استعمال آن در تمام موارد حقيقت