و ينبغى التنبيه على امور : الاول انه ظهر مما مر حال دوران الامر بين المشروط بشىء و مطلقه و بين الخاص كالانسان و عامه كالحيوان و انه لا مجال
شرح
است و برائت است كما آنكه گذشت .
و اما جواب از دليل دوم مصنف كه علم اجمالى منحل نمىشود و مردد است بين اقل و اكثر اين معنى قبلا گذشت كه امر روى اقل بلا اشكال بعلم تفصيلى است و شك در زائد از اقل آن برائت است چون علم به اقل تفصيلى مىباشد لذا به واسطه برائت در اكثر لازم است تحصيل امتثال اقل را نظير آنكه مولى امر كند بايجاد خط كه مردد باشد بين يك متر يا دو متر كه يك متر يقينى است و شك در زائد برائت است .
و از بيان ما ظاهر شد كه بعد از برائت اثبات اقل لازم نيست چون امتثال اقل علم تفصيلى به آن مىباشد و قياس نمىشود ( ما نحن فيه ) به مركبى كه يك جزء آن به واسطه اكراه يا اضطرار يا نسيان برداشته شود كه باقى مانده محتاج است تكليف آن بدليل آخرى .
ولى اين اشكال بر مصنف وارد است كه ادله برائت اثبات باقيمانده نمىكند چون لوازمات اصول حجيت ندارد بخلاف امارات چون بنا بر قول ايشان تكليف مردد است بين اقل يا اكثر و اقل قدر متيقن تكليف نمىباشد مگر آنكه بنا بر قول ايشان رفع جزئيت به واسطه اماره باشد كه امارات ناظر بواقع مىباشند و لوازم آنها حجت است كه در اين حال تكليف به اقل ثابت مىشود يا آنكه دليل برائت شرعيه وارد باشد و حكومت داشته باشد در خصوص دوران امر بين اقل و اكثر كه در اين حال براى حفظ كلام حكيم از لغويت تعيين اقل مىشود ولى فيه ما لا يخفى .
قوله و ينبغى التنبيه على امور : الاول انه الخ .
امورى متعلق است به اقل و اكثر ارتباطى اول از آن امور آنكه ظاهر شد از