تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
. . . . . . . . . .
شرح
يقينى و يا حرمت يقينى نمىباشد كه موارد مذكوره نفى عذاب فعلى مىشود بعض موارد به واسطه شفاعت و يا توبه و يا مغفرت الهى و غيره با اينكه مسلم مكلف استحقاق عذاب و عقاب بوده پس وعيد عذاب در مشكوك نيست مگر مثل وعيد عذاب در يقينى كما آنكه گذشت فافهم . مخفى نماند جمله و ما كنا او ما كان و آنچه شباهت دارد از اين مادة ظهور دارد بر اينكه آن فعل لائق فاعل و مناسب او نيست و اين معنى كه گفتيم ظاهر مىشود از استقراء موارد استعمال آنها مثل قوله تعالى ما كان اللّه ليضل قوما بعد اذ هديهم و قوله عز شأنه و ما كان اللّه ليذر المؤمنين و قوله سبحانه ما كان اللّه معذبهم و انت فيهم و امثال آنها پس معنى اين مىشود كه عذاب قبل از بيان لايق و مناسب خداى تعالى نمىباشد از اين بيان جواب اشكالى كه شده است داده مىشود كه در آيه عذاب دنيوى است و محل نزاع عذاب اخروى است .

[ جواب مصنف كه عدم عذاب اعم از استحقاق عذاب است ]

جواب آنكه علاوه بر اينكه عذاب دنيوى اهون و كمتر است از عذاب اخروى اين معنى لايق پروردگار نمىباشد چه عذاب دنيوى باشد و چه عذاب اخروى و همچنين اشكال مرحوم شيخ برداشته مىشود كه ملازم است بين نفى عذاب فعلى و استحقاق آن از طرف خصم چون در جائى كه اصل عذاب لايق پروردگار نيست معنى ندارد كه بگوئيم مستحق عقابند مكلفين و بااين‌حال نفى فعلى عقاب شده است از آنها چون لايق و مناسب پروردگار نيست بلكه اصلا مىرساند كه استحقاق عقاب ندارند و اين معنائى كه بيان نموديم ظاهر مىشود دفع دو اشكال صاحب كفايه كه ممكن است استحقاق باشد و نفى عذاب فعلى بشود منتا يا از جهت عفو و شفاعت و توبه و غيره . و حاصل آنكه امثال موارد اين آيه مىرساند كه عذاب در اين موارد لايق و مناسب پروردگار نيست اصلا نه آنكه استحقاق عقاب بوده زيد ولى نفى فعلى عذاب شده از او آيات ديگرى آورده شده است براى اثبات برائت و همچنين روايات