تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
و قد استدل على ذلك بالادلة الاربعة اما الكتاب فبآيات اظهرها قوله تعالى و ما كنا معذبين حتى نبعث رسولا
شرح
در مورد احتمال وجوب چه احتمال استحباب باشد يا نباشد و در مورد تعارض نصين در جائى برائت جارى است كه ثابت نشود ترجيح يكى از نصين بنا بر توقف در مسئله تعارض نصين يعنى در باب تعارض اگر ما قائل بتوقف شديم البته رجوع به برائت مىشود . و اما بنا بر تخيير كه مشهور قائلند بقوله عليه السّلام إذن فتخير يا روايت ديگر به ايهما عملت من باب التسليم وسعك در اين موارد مجالى براى برائت و غير برائت نيست چون برائت و غير آن در جائى است كه حجت معتبره نباشد و فرض آنست كه يكى از نصين حجت است شرعا و لذا نوبت باصول نمىرسد كما لا يخفى مخفى نماند مرحوم شيخ انصارى هركدام احتمال وجوب يا حرمت را چهار قسم قرار داده سه قسم آنها در فقدان نص يا اجمال نص يا تعارض نصين است كه شش قسم مىشود و هريك از شبهه وجوبيه و تحريميه قسم چهارمى دارند كه شبههء موضوعيه مىباشند نظير مايع محتملى كه در خارج خمر باشد و امثال آن ولى مصنف تمام آنها را يك قسم قرار داده چون شبهه موضوعيه ربط ببحث ما ندارد و جاى آن در فقه است و عمده و ملاك تمام اقسام يكى است كه جريان برائت و عدم آن باشد و لذا تمام اقسام يك باب باشد بهتر است .

[ استدلال به ادله اربعه بر برائت و تمسك بآيات كتاب و جواب آن ]

قوله : و قد استدل على ذلك بالادلة الاربعة اما الكتاب الخ استدلال شده است بر جريان برائت به ادله اربعه كتاب و سنت و اجماع و عقل اما كتاب استدلال شده است بآياتى كه اظهر آن آيات قوله تعالى« وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا »وجه استدلال آنست كه خداى تعالى مىفرمايد ما عذاب نمىكنيم بندگان را مگر آنكه بعث رسل و رسولى بر آنها بفرستيم و اتمام حجت بشود