تنبيهات : الاول ان الاضطرار كما يكون مانعا عن العلم بفعلية التكليف لو كان الى واحد معين كذلك يكون مانعا لو كان الى غير معين ضرورة انه مطلقا موجب لجواز ارتكاب احد الاطراف او تركه تعيينا او تخييرا و هو ينافى العلم بحرمة المعلوم او بوجوبه بينها فعلا .
شرح
باشد مثل حيض كه بيان شد در اين مواردى كه علم به فعليت تكليف دارد تكليف منجز است برآن و واجب است موافقت قطعيه تكليف به جهت آنكه بتدريج و واقع شدن تكليف در بين ايام منع از فعليت نمىكند و بعد از اين كه تكليف فعلى شد لازم است موافقت قطعيه آن تكليف چون ضرورى است همچنانى كه صحيح است تكليف بامر فعلى حالى صحيح است تكليف بامر استقبالى مثل حج در موقع خودش براى كسى كه فعلا مستطيع مىباشد و يا كسى كه نذر كرده است روزه بگيرد يا امروز يا فردا را در اين موارد لازم است موافقت قطعيه و احتياط چون اشتغال يقينى برائت يقينى لازم دارد نه احتمالى فافهم .
قوله : تنبيهات الاول ان الاضطرار الخ .
تنبيهاتى است متعلق است بعلم اجمالى و برائت در اطراف آن . اول از آن تنبيهات آنست كه اضطرار به يكى از افراد علم اجمالى مانع است از علم به فعليت تكليف اگر اضطرار بفرد معين از افراد علم اجمالى باشد مثل آنكه يكى از دو انائين نجس است و مكلف اضطرار بفرد معين از آنها پيدا كرد كه اگر از آن آب مثلا نياشامد تلف مىشود اضطرار بفرد معين از افراد علم اجمالى تكليف برداشته مىشود و در باقى افراد برائت است .
و اما اضطرار بفرد غير معين آيا برائت در باقى مىباشد يا نه اين مسئله را نسبت بمرحوم شيخ دادهاند افراد باقيمانده از اضطرار لازم است احتياط ولى مصنف مىفرمايد اضطرار مطلقا مانع است از فعليت تكليف پس جايز است ارتكاب باقيمانده