و كان احتمال التكليف قويا او ضعيفا كانت الحجة على خلافه اولا كما ان الاحتياط الموجب لذلك لا يكون حسنا كذلك و ان كان الراجح لمن التفت الى ذلك من اول الامر ترجيح بعض الاحتياطات احتمالا او محتملا فافهم
شرح
پس احتياط در جائى كه اخلال بنظام يا وسوسه و امثال آن نشود مطلقا حسن است و نيكو چه آنكه در امور مهمه باشد مثل دماء و فروج يا غير آنها مثل طهارت و نجاست حاصل قول مصنف آنست كه احتياط حسن عقلى و شرعى دارد در تمام مواردى كه احتمال ادراك واقع باشد و لو حجت و اماره بر عدم وجوب و يا عدم حرمت باشد در شبهات حكميه و همچنين در شبهات موضوعيه مثل آنكه اماره دلالت كند كه زيد از افراد علماء كه واجب است اكرام آنها نيست و يا حرمت اكرام آنها اگر فاسق باشد و ادله برائت نفى احتياط عقلى و شرعى را نمىنمايد بلكه نفى عقاب مىكند .
قوله : و كان احتمال التكليف قويا او ضعيفا الخ .
حسن احتياط فرقى در بين آن نيست كه احتمال قوى باشد يعنى مظنون باشد به رسيدن بواقع به ظن غير معتبر يا ضعيف باشد مثل موارد شك و احتمال بواقع و ايضا فرقى در بين آن نيست حجت بر خلاف آن باشد يا نباشد كما آنكه احتياطى كه موجب اخلال بنظام است و امثال آن اين احتياط حسن عقلى و شرعى ندارد چه در امور مهمه باشد يا احتمال تكليف قوى يا نباشد و اگرچه راجح براى كسى كه التفات بنظام دارد از اول امر آن است كه ترجيح بعضى احتمالات را بدهد بحسب قوت و ضعف كما آنكه گذشت يا محتملا يعنى از حيث اهميت شارع به آن شىء و لو بحسب احتمال ضعيف باشد مثل دماء و فروج و امثال آنكه احتياط در آنها و لو باحتمال ضعيف باشد اهم است نزد شارع فافهم .
مخفى نماند هر فردى از افراد احتياط موجب اخلال نظام نمىشود مگر آنكه انضمام شود با آن باقى احتياطات بنابراين قبح احتياط جمع بين آنها است نه