تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
كه وجوب از واجب به آن ترشّح نمىكند به اين صورت كه آمر در حين امر ( در حين گفتن ان دخلت الدار فاكرم زيدا ) ابتداء وجود قيد را فرض سپس امر مىكند ( نظير شرط متأخّر ) و همانطورى كه به وجود خارجى امر تعلّق نمىگيرد چون طلب حاصل است به وجود مفروض نيز به همان علّت امر تعلّق نمىگيرد . پس اين قيود طبق نظريّه مرحوم شيخ هم از محلّ بحث خارج است و از باب مقدّمه واجب واجب نمىشود . « 1 » فتأمل . نتيجه‌ى نهايى : بين قول مشهور و قول مرحوم شيخ فرقى در اين جهت وجود ندارد . قوله : « نعم . . . » . نسبت به شرايطى كه در لسان دليل و خطاب اخذ شده‌اند بين قول مشهور و قول مرحوم شيخ در عدم وجوب تحصيل فرقى نيست . يعنى طبق هر دو قول تحصيل قيود واجب نمىباشد به بيانى كه گذشت . ولى نسبت به شرايطى كه در خطاب اخذ نشده‌اند ( مثل قطع مسافت نسبت به ان استطعت فحجّ ) بين اين دو نظريّه فرق است به اين صورت كه اگر مكلّف يقين به حصول شرط ( استطاعت مثلا ) در آينده دارد طبق قول مرحوم شيخ قطع مسافت فعلا واجب است ( چون طبق اين قول الوجوب فعلى و الواجب استقبالى . يعنى وجوب حج در حال حاضر ثابت است ولى حج بايد بعد از استطاعت انجام بگيرد پس مقدّمه حج كه قطع مسافت باشد واجب است مثل واجب معلّق كه توضيح آن در مباحث آينده خواهد آمد ) ولى طبق نظر مشهور قطع مسافت فعلا واجب نيست ( از جهت خطاب ) .
هامش
( 1 ) - دو نكته : الف ) توضيحات فوق مطابق با كلام بعضى از محشيّن و ظاهر عبارت كفايه است . ر ك : حاشيه مرحوم بروجردى ، ج 1 ، ص 256 . ب ) تعليل مناسب براى خروج اين قيود طبق عقيده مرحوم شيخ اين است كه گفته شود اين قيود اگرچه مقدّمه وجوديّه واجب هستند ولى واجب التحصيل نيستند بلكه وجود اتّفاقى و طبعى اين قيود شرط است پس الزام به تحصيل آن خلف و منافى با شرطيّت حصول طبعى آن دارد . ر ك : نهاية الدرايه ، ج 1 ، ص 183 .
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 130 | قادر حيدرى فسايى