2 ) گاهى بر واجب مشروط اطلاق مىشود . اين صورت دو حالت دارد :
الف ) گاهى اطلاق لفظ واجب بر واجب مشروط به لحاظ حال حصول شرط است . ( در مبحث مشتقّ گفته شد كه گاهى مشتق بر ذات به لحاظ حال تلبّس اطلاق مىشود . اين اطلاق بلا اشكال اطلاق حقيقى است . مثل اينكه زيد ديروز ضارب بوده ولى امروز ضرب از او منقضى شده و ما بگوييم زيد زنندهى ديروز است .
دربارهى لفظ واجب هنگام اطلاق بر واجب مشروط نيز همين سخن را بگوييم . مثلا دربارهى صلوة قبل از دخول وقت بگوييم واجب بعد از حصول شرط است ) . اين اطلاق حقيقت است مطلقا ؛ يعنى هم برمبناى مرحوم شيخ و هم برمبناى مشهور .
ب ) گاهى اطلاق لفظ واجب بر واجب مشروط به لحاظ حال قبل از حصول شرط است . ( مثل اينكه قبل از دخول وقت بگوييم صلوة واجب است ) در اينجا طبق نظريّه مرحوم شيخ و نظريّه مشهور بايد بررسى كرد كه اين اطلاق آيا اطلاق حقيقى است يا مجازى ؟
طبق عقيدهى مرحوم شيخ :
طبق اين عقيده ، اطلاق حقيقى است چون تلبّس و اتصّاف واجب ( صلوة مثلا ) به وجوب فعلى است مثل اطلاق ضارب بر ذاتى كه بالفعل مشغول به ضرب است .
طبق عقيدهى مشهور :
طبق اين عقيده اطلاق مجازى است ( به علاقهى اول يا مشارفت « 1 » ) . چون وجوب واجب قبل از حصول شرط فعلى نيست بلكه وجوب آن در آينده و بعد از حصول شرط فعلى مىشود . مثل اطلاق ضارب بر ذاتى كه در آينده مشغول به ضرب مىشود .
هامش
( 1 ) - براى فرق بين علاقهى اول و مشارفت ابتدا به كلام ميرزاى قمى در حاشيه بر قوانين ج 1 ص 75 و سپس به بدايع الافكار مرحوم رشتى ، ص 179 رجوع كنيد .