قوله : « هذا فى غير المعرفة . . . » .
واجب مشروط دو حالت دارد :
1 ) واجب مشروط بعد از حصول شرط : وجوب واجب مشروط در اين حالت فعلى مىشود و لذا مقدّمات وجوديّه آن از باب مقدّمه واجب واجب مىگردد ( بنابر اينكه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ملازمه باشد ) و از جملهى مقدّمات وجوديّه ، معرفت و تعلّم احكام است . مثل اينكه مكلّف اجمالا مىداند تكاليف فعليّهاى مثل وجوب صلوة و امثال آن متوجّه به او شده ولى كيفيّت اين عبادات را نمىداند .
2 ) واجب مشروط قبل از حصول شرط : وجوب واجب مشروط در اين حالت بر فرض رجوع قيد به مادّه مثل وجوب واجب مشروط در حالت اوّل است و لذا تعلّم احكام از باب مقدّمه واجب واجب مىشود ولى بر فرض رجوع قيد به هيأت وجوب تعلّم وجوب عقلى است چون به مجرّد احتمال تكليف ، اين احتمال به حكم عقل منجّز تكاليف واقعيّه است مگر مكلّف بدنبال تعلّم احكام و فحص از آنها باشد . اگر مكلّف بعد از فحص ، علم به حكم و يا دليلى بر حكم پيدا كند وظيفه عمل كردن برطبق علم و يا دليل است و الّا برائت عقليّه ( قبح عقاب بدون بيان ) جارى مىشود .
نتيجه : وجوب معرفت و تعلم از باب حكم عقل به وجوب تعلّم و فحص از ادّله است . « 1 » فتامّل . « 2 »
قوله : « تذنيب . . . » .
لفظ واجب ( كه مشتقّى از مشتقّات است ) دو صورت دارد :
1 ) گاهى بر واجب مطلق اطلاق مىشود . اين اطلاق حقيقت است .
هامش
( 1 ) - ر ك : فوائد الاصول ، مرحوم نائينى ، ج 1 ، ص 204 .
( 2 ) - ر ك : حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 242 .