تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١

خبر از ملوك بابل و قبطيان و سريانيان و ملوك موصل و نينوا از جرامقه

پيش از اين گفتيم روى زمين بعد از نوح عليه السلام از آن كنعان پسر كوش پسر حام بود و پس از او پسرش نمرود . و اين نمرود بر كيش صابئين بود . ولى بنى سام از حنفاء بودند و موحد و يكتاپرستى را از كلدانيان كه پيش از آنها چنين آيينى داشتند آموخته بودند نام نمرود در تورات آمده است ، او را به كوش بن حام نسبت داده است ولى از كنعان بن كوش سخنى نيست - خدا بدان داناتر است - نيز ابن سعيد گويد : عابر بن شالح بن ارفكشاد خروج كرد و بر او پيروز شد و از كوثا به سرزمين جزيره و موصل آمد ، و در آنجا شهر مجدل را بنا كرد و تا پايان عمر در آنجا بود . پس از عابر پسرش فالج به جاى او نشست . و بر نمرود و قومش در عهد سيد ما ابراهيم عليه السلام در باب آن برج رسيد آنچه رسيد . و داستان گوناگون شدن زبانها داستان مشهورى است و ذكر آن در تورات آمده است و من معنى آن را نمىدانم زيرا اين معنى كه مردم را همه يك زبان بوده باشد و شب بخسبند و بامداد كه برمىخيزند هر كس به زبانى ديگر سخن گويد چيزى است دور از عادت . مگر از خوارق پيامبران باشد كه در اين صورت از معجزات است . ولى داستان مختلف شدن زبانها را به صورت معجزه نقل نكرده‌اند ، ظاهرا اشاره است به تقدير الهى در خرق عادت و مختلف شدن زبانها ، و چنان كه در قرآن كريم آمده است از آيات و نشانه‌هاى قدرت او باشد و در باب مختلف شدن زبانها جز اين راه معقولى به نظر نمىرسد . ابن سعيد گويد : سوريان بن نبيط را فالج بر بابل حكومت داد ولى او پيمان دوستى را بشكست و با او به نبرد برخاست . چون فالج هلاك شد پسرش ملكان به جاى او نشست . سوريان بر او غلبه يافت و جزيره را از او باز پس گرفت . و جرامقه كه در نسب با او برادر بودند يعنى فرزندان جرموق بن اشور بن سام بودند آنجا را مالك شدند و مساكن آنها در جزيره بود . خواهر زاده سوريان موصل بن جرموق از آنان بود . سوريان او را بر جزيره حكومت داد