را يهود شومريان يا سامريان - منسوب به شومر يا شمورون - خوانند . سامريان در نظر يهود نه از بنى اسرائيلاند و نه آيينشان آيين درست يهودى است .
نيز مىگويند كه سنخاريب بعد از استيلايش بر شومرون به بيت المقدس لشكر كشيد و آنجا را محاصره كرد و از كثرت سپاهيان خود بر خود بباليد . و بنى اسرائيل را گفت : چه كسى را خدايش از چنگ من رهائى بخشيده تا شما را خدايتان برهاند ؟ پادشاه بنى اسرائيل نزد پيامبرشان مدليلا ( ؟ ) زارى نمود و خواست كه در حقشان دعا كند تا از آسيب سنخاريب در امان مانند . تا يك شب آفتى آسمانى بر آنان فرود آمد و همه كشته شدند . گويند آنها را شماره كردند ، صد و پنجاه و هشت هزار بودند . سنخاريب خود به نينوا بازگشت . فرزندانش او را به هنگام سجود در برابر ستارگانى كه مىپرستيد كشتند و پسرش ايسرحدون به جايش نشست و بعد از او بختنصر - كه ذكر آن خواهد آمد - فرمانروائى يافت .
ملوك بابل از نبطيها هستند : فرزندان نبيط بن آشور بن سام . و مسعودى گويد : نبيط بن ماش بن ارم . اينان در سرزمين بابل سكونت داشتند ، از پادشاهانشان يكى سوريان پسر نبيط است . مسعودى گويد او يكى از فرزندان نبيط پسر ماش است . بر سرزمين بابل از جانب فالج پادشاهى يافت و چون فالج بمرد بدعت صابئان آشكار كرد . پسرش كنعان كه نمرود لقب داشت اين دين را از او فرا گرفت . پس از او پسرش كوش كه همان نمرود زمان ابراهيم است به پادشاهى نشست .
[ و او همان است كه پدرش آزر را براى خدمت در بتكده برگزيد ، زيرا ارعو پسر فالغ چون پدرش فالغ كه مردى يكتاپرست بود و يكتاپرستى را از پدر خود عابر آموخته بود ، وفات كرد به كوثا بازگشت و چون نمروديان كيش صابئان پذيرفت و همچنان فرزندان او بر اين كيش بودند تا به آزر پسر ناحور رسيد . پس آزر را هاجر پسر كوش برگزيد و به خدمت بتكده گماشت و او صاحب فرزندى به نام ابراهيم شد و سرگذشت او را آن سان كه در قرآن آمده و ثقات روايت كرده بودند آورديم . ] [ 1 ] پادشاهان نمرودى يكى پس از ديگرى در بابل پادشاهى كردند . يكى از آنها بختنصر بود - به قول بعضى از مورخان - و نيز گويند كه جرامقه كه اهل نينوا بودند بر بابل استيلا يافتند و پادشاه بابل سنخاريب از جرامقه بود . او بختنصر را به حكومت بابل گماشت ولى بختنصر از طاعت او بيرون شد و با بنى اسرائيل در بيت المقدس نبرد كرد و پس از محاصره شهر را به تصرف آورد و گروهى كثير را بكشت و به اسارت گرفت . و نيز پادشاهان را به قتل آورد و مسجدشان را ويران ساخت
هامش
[ ( 1 ) ] به نظر مىرسد عبارات ميان دو قلاب درهم ريخته و مشوش باشد و تصحيح آن براى مترجم ميسر نگرديد .