تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
من سبأ الحاضرين مأرب اذ * يبنون من دون سيله العرما
و عرم در بيت به معنى سد است و گويند آنكه سد مأرب بنا كرده حمير پدر همهء قبايل يمنى است . اعشى گويد :
ففى ذاك للمؤتسى اسوة * مأرب غطى عليه العرم رخام بناه لهم حمير * اذا جاء من رامه لم يرم
و گويند آن را لقمان اكبر پسر عاد ساخته . و اين قول مسعودى است . و گويد كه سد مأرب يك فرسنگ در يك فرسنگ بود و براى او سى شكاف قرار داد . و نيز گويند - و اين به صواب نزديكتر است - كه آن را سبأ بن يشجب بنا كرد و هفتاد وادى ( رودخانه‌هاى موسمى ) را در آن بگشود ولى پيش از اتمامش وفات كرد و پادشاهان حمير كه پس از او آمدند آن را تمام كردند . و ما اين قول را ترجيح داديم زيرا برآوردن بناهاى عظيم و هيكلهاى شامخ - چنان كه در كتاب اول گفته‌ايم - از عهدهء يك تن ساخته نيست . مردم يمن در جانب چپ و راست آن باغها احداث كردند كه وصف آنها در قرآن آمده است . دولت ملوك حمير روى در گسترش نهاد و آنان به خونخوارى و هرزگى و ستمگرى پرداختند و خداوند موشهاى كور را مسلط ساخت تا از زير آن سد را سوراخ نمودند ، و سد بشكست و سيل روان شد و باغهاى شان را در خود غرقه ساخت و زمينشان را ويران نمود و پادشاهيشان را تباه كرد و از آنان جز داستانى باقى نماند . اين تبابعه ، چند پادشاه بودند كه در عصور و احقاب متوالى و طولانى مىزيستند و هنوز همه آنها در ضبط نيامده است ، چه بسا گاه از يمن فراتر مىرفتند و به سرزمينهاى دور چون عراق و هند و مغرب تجاوز مىكردند و گاه تنها به سرزمين خود ، يمن ، اكتفا مىنمودند . از اين رو مورخان را در باب آنها اختلاف بسيار است و چون چند تن از ملوكشان را يك نام بوده است در نقل وقايع دولتهايشان اختلاف فراوان پديد آمده است . و ما از اين ميان قول صحيح را خواهيم آورد . بدين طريق كه به هنگام نقل اخبارشان بر يك منبع بسنده نخواهيم كرد . و اللّه المستعان . سهيلى گويد : تبع به معنى الملك المتبع ( پادشاهى كه از او فرمانبردارى كنند ) است . و صاحب المحكم گويد : تبابعه پادشاهان يمن‌اند و مفرد آن تبع ، زيرا يتبع بعضهم بعضا و چون يكى از آنان هلاك مىشد ديگرى راه و روش او را در پيش مىگرفت . تاء آخر در تبابعه معنى نسبت مىدهد . زمخشرى مىگويد : پادشاهان يمن را تبابعه مىگويند ، لانهم يتبعون چنان كه مىگويند اقيال ، لانهم يتقيلون . مسعودى مىگويد : آنان هيچ پادشاهى را تبع
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 49 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى