نمىگفتند مگر آنگاه بر يمن و شحر و حضر موت فرمان براند . و نيز گويند : تا آنگاه كه بنى جشم بن عبد شمس از آنان متابعت مىنمود و هر كه يكى از اين دو شرط در او نبود ملك خوانده مىشد نه تبع .
نخستين ملوك تبابعه به اتفاق همهء مورخان ، حارث الرائش است او را رائش مىگفتند زيرا راش الناس بالعطاء ( مردم را به بخشش غنى مىكرد ) مردم را در نسب او اختلاف است اگر چه همه در اين متفقاند كه او از فرزندان وائل بن غوث بن خيران بن قطن بن عريب بن زهير بن ايمن [ 1 ] بن الهميسع بن حمير است . ابن اسحاق و ابو المنذر بن الكلبي هر دو گويند :
كه او قيس پسر معاوية بن جشم است . اما ابن اسحاق در سلسلهء نسب او تا سبا مىگويد : حارث بن عدى بن صيفى و ابن الكلبى مىگويد : حارث بن قيس بن صيفى . و سهيلى مىگويد : حارث بن همال بن ذى شدد بن ملطاط بن عمرو بن ذى يقدم بن صوار بن عبد شمس بن وائل . و جشم جد سبا ، پسر عبد شمس است . مسعودى نيز چنين گويد . و بعضى گويند كه برادرند و هر دو پسران وائل هستند .
مسعودى از عبيد بن شريه الجرهمى نقل كرده كه معاويه او را از ملوك يمن و سلسله نسب حارث از پادشاهان آن ديار ، پرسيد . گفت : حارث بن شدد بن ملطاط بن عمرو . اما طبرى نسب او را مختلف ذكر مىكند ، يك بار مىگويد : خاندان پادشاهى تبابعه به سباى اصغر مىپيوندد و نسب آنها چنان است كه گذشت و در جاى ديگر مىگويد : حارث بن ذى شدد همان رايش جد ملوك تبابعه است . پس نسب خاندان را به شدد مىرساند و آنها را نه به قيس نسبت مىدهد و نه به عدى از فرزندان سبا . همچنين ابو محمد بن حزم نيز در الجمهره يك بار نسب آنها را به ملطاط مىرساند و يك بار به سباى اصغر . و ظاهرا پيروى از طبرى كرده است .
و اللّه اعلم .
رائش - چنان كه گفتهاند - صد و بيست و پنج سال پادشاهى كرد . و به روايت سهيلى ، او مؤمن بود . بعد از او پسرش ابرهه ذو المنار صد و هشتاد سال پادشاهى كرد . مسعودى از ابن هشام نقل مىكند كه : ابرهه ذو المنار پسر صعب بن ذى مداثر بن ملطاط است و او را ذو المنار مىگفتند زيرا براى راهنمائى مردم منارى بر پا ساخت . پس از او افريقيس [ 2 ] بن ابرهه صد و شصت سال پادشاهى كرد . ابن حزم گويد : او افريقيس بن قيمن [ 3 ] بن صيفى برادر حارث رائش بود . و او كسى است كه قبايل عرب را به افريقيه برد و بدين نام ناميده شد و نيز بربر را از زمين كنعان بدانجا راند . آنگاه كه يوشع بر آنها غلبه يافت و همه را قتل عام كرد او بر آن قوم گذشت و جمعى از فراريان شكست خورده را به افريقيه آورد و در آنجا مسكن داد . و جرجير پادشاهش را كشت . گويند او بود كه اين قوم را بربر ناميد زيرا به هنگامى كه مغرب را گشود
هامش
[ ( 1 ) ] ابين .
[ ( 2 ) ] افريقش .
[ ( 3 ) ] قيس .