بودند و رس ميان بحران است تا يمن و از حضرموت است تا يمامه ، سپس از يعرب بن قحطان نام مىبرد و مىگويد كه آنها به شمار از همه افزونند .
ابن سعيد گويد : پس از يعرب پسرش يشجب به پادشاهى رسيد و گويند نام او يمن بود .
يشجب سرزمينهائى را كه در دست عموهايش بود از آنها بستد . بعد از او پسرش عبد شمس و به قولى عامر [ 1 ] حكومت يافت و عامر سبا ناميده مىشد . زيرا او نخستين كسى است كه اسير گرفتن را باب كرد و شهر سبا و سد مأرب را او ساخت . صاحب كتاب « التيجان » گويد كه او به نواحى ديگر لشكر كشيد و شهر عين شمس را در اقليم مصر بنا نهاد و پسر خود بابليون را بر آن گماشت . سبا را پسران بسيار بود ، مشهورترينشان حمير و كهلانند كه دو امت بزرگ يمنى از آنهاست . كهلان و حمير هر دو به شمار افزون و به عزت و قدرت سرآمد بودند ولى پادشاهى حمير بزرگتر از همه بود . پادشاهان تبابعه ( تبعها ) از ميان آنها برخاستند - و ما در اين باره سخن خواهيم گفت - ابن حزم ، زيدان و پسرش نجران بن زيدان را كه سرزمين نجران به نام او ناميده شده از فرزندان سبا به شمار آورده است .
چون سبا هلاك شد پسرش حمير به جاى او به پادشاهى نشست ، او را عرنجج مىگفتند .
و گويند او نخستين كسى است كه تاج زر بر سر نهاد و گويند پنجاه سال پادشاهى كرد . سپس مىگويد كه او را شش پسر بود : وائل و مالك و زيد و عامر و عوف و سعد . ابو محمد بن حزم گويد : هميسع و مالك و زيد و وائل و مسروح [ 2 ] و عميكرب [ 3 ] و اوس و مره [ و عريب ] . سهيلى گويد : سيصد سال زندگى كرد . و بعد از او پسرش وائل به پادشاهى رسيد و او بر برادر خود مالك بن حمير غلبه يافت و عمان را از او بگرفت . و ميان آن دو جنگهاى بسيار بود . ابن سعيد گويد : آنكه بعد از حمير پادشاه شد برادرش كهلان بود و پس از او وائل بن حمير و پس از وائل سكسك بن وائل . و چون مالك بن حمير هلاك شد پس از او پسرش قضاعه بر عمان غلبه يافت . سكسك با او نبرد كرد و او را از آنجا بيرون راند و بعد از او پسرش يعفر بن سكسك پادشاهى يافت ، جمعى بر او خروج كردند و مالك بن حاف بن قضاعه با او جنگ كرد و در ميانشان فتنه به درازا كشيد و يعفر هلاك شد و پسر خردسالش نعمان جانشين او شد . و اين نعمان را معافر مىگفتند . از ميان بنى حمير ماران بن عوف بن حمير معروف به ذو رياش به خلاف او برخاست و او امير بحرين بود پس در نجران فرود آمد و به نبرد مالك بن الحاف بن قضاعه پرداخت .
چون نعمان بزرگ شد ، ذو رياش را به حبس انداخت و بر او سخت گرفت . نعمان عمر دراز كرد و پس از او پسرش اسجم بن معافر پادشاه شد . در زمان او دولت حمير دچار آشوب شد و هر طايفه كوس قدرت زد تا آنگاه كه به رايش و فرزندانش از تبعها آرام گرفت . گويند كه
هامش
[ ( 1 ) ] عابر .
[ ( 2 ) ] مشروح .
[ ( 3 ) ] معديكرب .