مراجعه شود . و نيز كتب و مقالات دانشمند معظم آقاى محمد رضا حكيمى .
بنابر اين مقدمات هر يك از ائمه ، امام بعد از خود را مىشناسد و او را به جانشينى خود برمىگزيند . از جمله حديثى است كه در جزء دوم صحيح بخارى آمده . او به اسناد خود از جابر بن مره روايت مىكند كه گفت : « سمعت النبى ( ص ) يقول يكون بعدى اثنا عشر اميرا . . .
كلهم من قريش » ، و نيز بخارى در جزء چهارم در صحيح خود آورده از ابن عيينه كه « قال رسول اللّه ( ص ) : ان هذا الامر لا ينقضى حتى يمضى فيهم اثنى عشر خليفة . . . كلهم من قريش » و حتى در برخى روايات از دوازده امام به صراحت نام برده شده است .
ديگر از مسائل مورد مناقشه و اختلاف مسئله اسلام ابو طالب است . ما شيعيان اماميه - معتقديم كه او به رسول خدا ( ص ) ايمان آورد و اين ايمان علاوه بر شهادت فرزندان او به اسلام او از اشعارى كه در مطاوى كتب از او نقل شده به اثبات مىرسد .
همه اين اشعار را علامهء امينى در كتاب « الغدير » خود جلد هفتم از صفحهء 330 به بعد آورده و اسناد آنها را نيز نقل نموده است و خود كه در شناخت انواع روايات بصيرتى شگرف نشان مىدهد به صحت آنها معترف است . از جمله آن اشعار ، يكى شعرى است كه ابن ابى الحديد در جلد سوم شرح خود بر نهج البلاغه آورده است : از اين شعر كه ابو طالب آن حضرت را نبى خطاب مىكند و اذعان مىكند كه او از ايام كودكى كه او را مىشناخته دروغ نمىگفته است ، اسلام او استنباط مىشود :
انت النبى ، محمد * قرم اغر مسود . . .
. . . و لقد عهدتك صادقا * فى القول لا يتزيد ما زلت تنطق بالصوا * ب و انت طفل امرد و نيز به هنگام مرگ على و عباس و حمزه و جعفر را وصيت مىكند كه به يارى او قيام كنند و هم در اين شعر او را نبى مىخواند :
اوصى بنصر بنى الخير اربعة * ابنى عليا و شيخ القوم عباسا و حمزة الاسد الحامى حقيقته * و جعفرا ان تذودا دونه الناسا و نيز در ابيات زير او را رسول اللّه مىخواند :
نصرت الرسول رسول المليك * ببيض تلا لا كلمع البروق اذب و احمى رسول الا لاه * حماية حام عليه شفيق ابن ابى الحديد پس از ذكر اين ابيات گويد : . . . مجموع اين ابيات ابو طالب بر يك چيز دلالت دارند و آن تصديق او به نبوت محمد ( ص ) است .
مسئله عبد اللّه بن سبا ( و به تعبير عدهاى ابن السوداء ) از نظر عقل و نقل مردود است :
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 648
مساهمون: ابن خلدون
ص٦٤٨