اما عقلا زيرا چنان كه برخى از مورخان گفتهاند ، نمىتوان قبول كرد كه در دوران امپراطورى وسيع اسلام ، يك يهودى از يمن سرازير شود و به مركز اسلام و ساير شهرهاى بزرگ اسلامى پا نهد و به تبليغ پردازد و پذيرفته شود تا بدانجا كه چنان شورشى بيافريند كه نخستين بار به خليفه كشى منجر گردد .
اما نقلا : زيرا بنا بر تحقيقات اخير ، عبد اللّه بن سبا انسانى افسانهاى مجعول است و هيچ گاه وجود خارجى نداشته است . اين شخص را ابتدا در نيمهء دوم قرن دوم ( يعنى حدود 150 سال پس از جريان خلافت ) راوى و نويسندهاى وضاع ( دروغگو و دروغنويس ) به نام سيف بن عمر ( تهذيب التهذيب ابن حجر ، ج 4 ، ص 296 و الغدير ، ج 5 ، ص 233 ) وجود روايى داد و پرداخت و آراء و عقايد به وى منسوب كرد . دكتر طه حسين ، در كتاب ( على و بنوه - ص 134 ) مىگويد : « گمان قوى اين است كه ابن سبا شخصى است كه دشمنان شيعه ، تنها براى شيعه نه خوارج ، او را تراشيده و نگه داشتهاند تا گاه و بيگاه بر آنان بتازند » ( ترجمهء جلد اول اعيان الشيعه ) آرى مورخان بعدى - چنان كه طه حسين نيز ( در همانجا ) اشاره مىكند - بدون دقت در « طبقه » و « اسناد » سيف بن عمر مطالب او را نقل كردهاند . . .
اكنون استاد محقق ، مرتضى العسكرى ، در كتاب پر ارج خود : « عبد اللّه بن سبا - المدخل » ( چاپ قاهره ) افسانهاى بودن ابن سبا و جعل و كذب سيف بن عمر را روشن كرده است . . . برخى . . . كه از ابن سبا نام مىبرند و آراء و حوادثى به او نسبت مىدهند بر اساس تحقيقات موجود نيست . . . براى پى بردن به نقل منقطع و اسناد منحصر به سيف ، مورخانى چون طبرى و ابن عساكر و ابن اثير [ و كسانى كه از آنان نقل كردهاند ] در مورد ابن سبا به جدولى كه در كتاب عبد اللّه بن سبا ( ص 25 آمده توجه كنيد و با دقت بنگريد كه همهء اين مورخان و نويسندگان سخنشان در مورد ابن سبا به سيف بن عمر مىرسد و او به تصريح متخصصان علم رجال و راوى شناسان اهل سنت دروغنويس بوده است . و از اينجاست كه استاد احمد عباس صالح مدير مجلهء الكاتب ( شماره مارس 1965 ، ص 56 ) مىگويد : « عبد اللّه بن سبا ، بدون شك مردى افسانهاى است نه واقعى . . . عبد اللّه بن سبا را متاخران وضع كردهاند و در مراجع قديم دليل بر وجود او نيست . علاوه بر اين احتمال دادن وجود چنين شخصى فكرى سخيف است ( امامة على / 62 ) » استاد محمد رضا حكيمى . تعليقات بر اسلام در ايران . ص 430 .
موضوع ديگرى كه ذكر آن ضرورى مىنمايد موضوع صلح امام حسن ( ع ) است . و اين مبحث را با تلخيص از كتاب امام در عينيت جامعه ، نوشتهء استاد محمد رضا حكيمى مىآوريم .
« به خدا سوگند . اگر يارانى مىيافتم ، شب و روز را در جهاد با معاويه مىگذرانيدم . » ( امام حسن )
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 649
مساهمون: ابن خلدون
ص٦٤٩