تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
خونى كه در رگهاى حسين مىگشت ، در رگهاى حسن نيز مىگشت . اما پاسخ شمشير ، شمشير است و پاسخ تدبير ، تدبير . امام حسن از شجعان عرب بود و در جنگ صفين جزء سرداران عمده و رشيد و فرماندهان بزرگ سپاه اسلام بود . معاويه خود نيز از اين لياقت نظامى و شجاعت و دلاورى امام حسن آگاه بود . از اين رو بعدها از امام خواست تا به جنگ برخى از خوارج رود و فرمانده سپاه باشد . امام در پاسخ نوشت كه اگر مىخواستم در ميان اهل قبله شمشير نهم از جنگ با تو آغاز مىكردم . من كه دست از سر تو برداشتم ، تنها و تنها براى مصلحت امت و جلوگيرى از خونريزى بود . پس تو هم اينكه امام حسن به گونه‌اى از درگيرى مسلحانه با معاويه هراسى داشت و بدان سبب با معاويه صلح كرد و اين صلح هيچ حكمت و دليلى ديگر نداشت ، اشتباه محض است . ادوار مختلف زندگى خود امام و قيام او در آغاز امر نيز اين پندار را رد مىكند . اما معاويه - چنان كه گفته شد كار را از تدبير كرد . او در برابر على نيز حيله كرد و با همفكرى و حيله انديشى عمرو عاص قرآن بر نيزه كرد . يعنى من و تدبير . امام حسن نيز - مظهر والاى تدبير و تحمل - فرمود ، آرى من و تدبير . من با تو از در - صلح در مىآيم تا به جنگ كشيده نشوى و احيانا جزو شهداى بزرگ اسلام درنيايى و پيراهن عثمان دومى درست نكنى ، بلكه تا خود به روى و در ملا عام بگويى : من براى دين و نماز نمىجنگيدم . امام حسن سنگر مبارزه را تغيير داد . به عبارت ديگر تغيير جاى داد نه تغيير جهت . امام حسن ، معاويه بزرگترين مانع نشر حق و عدالت آن روزگار را ، هدف گرفته بود گاه از زاويهء تجهيز سپاه و گاه از زاويهء تدبير قبول صلح . سبب اين موضعگيرى جديد چه بود ؟ امام حسن ( ع ) پس از شهادت پدر با اجتماعى متشتت و جامعه‌اى بىبنيه رو به رو شد . صدها حيله و اشتباه انگيزى در ميان امت نفوذ داده شده بود . همهء بلاد اسلامى سوريه و ديگر جايها از نظر روح تربيت اسلامى مسخ شده بود . گرايشهاى گوناگون و آرمانهاى مختلف ، پيوندى محكم و اصيل در ميان مردم باقى نگذاشته بود . اجتماع اسلامى آن روز يك چشم انداز مطمئن كننده نداشت تا او بتواند بر پايهء آن از نيروى خلق يك جا استفاده كند و با يك فتواى قاطع و بسيج عمومى قشرها را به درد و حكومت حقه را پى ريزد . پس در آن روزگار آنچه بيشتر اهميت داشته اين بوده كه به معاويه مهلت بيشترى داده شود . تا باطن حكومت وى شناخته گردد و اگر كشته مىشد بعيد نبود كه شاميانى كه به نام اسلام تربيت اموى يافته بودند از او شهيدى بزرگ نسازند .