تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
بنابر آنكه قوام و حفظ دين را منوط به وجود امام نمىدانند ، عصمت را نيز شرط امامت به شمار نمىآورند . پس اگر امام تحريف كند ، ديگران او را منع بلكه عزل توانند كرد و مخالفت وى توانند نمود . اماميه همچنانكه عصمت از گناهان را شرط امامت مىدانند ، عصمت از عيوب را نيز شرط دانند . خواه عيوب جسمانى باشد چون امراض و خواه عيوب نفسانى باشد چون اخلاق نكوهيده و خواه عيوب عقلى باشد ، مانند جهل و جنون . چون اماميه عصمت را در امام شرط دانند و عقول را به شناخت عصمت راهى نيست ، زيرا عصمت امرى باطنى و خفى است پس بايد امام از جانب خدا منصوص باشد و آنان كه عصمت را شرط نمىدانند قائل به وجوب نص نيز نباشند . در باب نص سخن بسيار است . گفتيم كه اماميه معتقدند كه امام بايد منصوص عليه باشد ، عباسيان معتقدند كه طريق تعيين امام نص است يا توارث و زيديان مىگويند تعيين امام به نص است يا دعوت به خود و باقى مسلمانان قائل به نص يا اختيار اهل حل و عقد هستند . علامه حلى در اثبات عقيدهء اماميه گويد كه امام معصوم است و عصمت امرى خفى است كه جز خداى تعالى بر آن آگاه نيست ، پس بايد امام از جانب خداى تعالى معين شود . زيرا جز او كسى عالم به اين شرط نيست . ديگر آنكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بر مردم مهربانتر از پدر بر فرزند است و او مردم را به امورى كه اصلا با مسئلهء خلافت قابل قياس نيست ارشاد فرموده ، حتى در بسيارى از امور مستحبه . و آن حضرت هنگامى كه از مدينه به سفر مىرفت حتى براى يك روز ، كسى را به جاى خود مىنهاد تا به امور مردم رسيدگى كند . كسى را كه شيوه چنين باشد ، چگونه مىتوان گفت در مهمترين امور ، امت خود را بىهيچ رهنمودى رها كرده باشد . . . پس با توجه به سيرت آن حضرت واجب مىآيد كه بعد از خود نصب امام فرمايد . » ( شرح تجريد العقائد همان چاپ . ص 229 ) . اما اين امام منصوص بعد از پيامبر ( ص ) على مرتضى ( ع ) است ، به نص جلى و نص خفى . از جمله ، اين حديث كه فرمود : « سلموا عليه بإمرة المؤمنين » به عنوان امير المؤمنين بر او سلام كنيد . يا « انت الخليفه بعدى » تو پس از من جانشين منى . و چون آيهء
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
نازل شد و ابو طالب را گفت آن دعوت فراهم آورد و بنى عبد المطلب را فرا بخواند . آنگاه به آن جمع فرمود چه كسى امروز مرا يارى مىكند تا پس از من خليفهء من باشد ؟ على گفت : من با تو بيعت مىكنم و به يارى تو قيام مىكنم . رسول خدا فرمود : « هذا اخى و وصيى و خليفتى بعدى و وارثى فاسمعوا له و أطيعوا له » . ديگر از نصوص جليه بر امامت آن حضرت يكى حديث متواتر غدير است و بسيارى ديگر كه ذكر آنها در اين مختصر نمىگنجد . بهتر است به مجموعهء عظيم « الغدير » علامهء امينى
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 647 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى