تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
ب : اكثر معتزله ، تعمد در گناه صغيره را به شرطى كه خسيسه نباشد ، براى انبياء جايز دانند . ج : حنبليان ، صدور گناه را بر سبيل خطا در تأويل تجويز مىكنند . د : مذهب جماعتى كه صدور صغاير و كباير را به عمد و به تأويل تجويز نكنند ولى بر سبيل سهو و نسيان تجويز كنند و آنان را به سبب اين سهو و نسيان ، معاقب دانند ، زيرا علوم ايشان به حد كمال است بنابر اين مبالغه در صيانت و حفظ خويش از هر خطائى بر آنان واجب است . ه : مذهب جمهور اشاعره ، كه صدور صغاير و كباير را چه عمدا و چه سهوا تجويز نكنند ولى صدور صغيره را از روى سهو نه از روى عمد تجويز نمايند . و : مذهب امام الحرمين جوينى ، از اشاعره و مذهب ابو هاشم است از معتزله كه صدور صغاير را عمدا نيز تجويز مىكنند . ز : مذهب شيعيان اماميه ، كه صدور گناه را مطلقا ، نه كبيره ، نه صغيره ، نه به عمد و به تأويل و نه به سهو و نسيان تجويز ننمايند . اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه عصمت متعلق به چه زمانى است ؟ اماميه برآنند كه اعتبار عصمت از اول تا آخر عمر در همهء امور مذكور ، واجب است ولى اكثر اشاعره و بسيارى از معتزله برآنند كه عصمت مخصوص به زمان نبوت است بنابر اين پيش از بعثت واجب نيست . لاهيجى مىگويد : « در آن دو مقام يعنى وجوب عصمت در تمام عمر و در جميع امور مطلقا خواه متعلق به اعتقاد باشد يا به تبليغ يا به فتوى و يا به افعال و احوال ، مذهب حق ، مذهب اماميه باشد و نيز اتصاف نبى به جميع صفات كمال و اخلاق حميده و اطوار جميله و نزاهت وى از جميع صفات نقص و اخلاق رذيله و عيوب و امراضى كه سبب نفرت مىشود واجب است . زيرا چون نبى داراى اين ويژگيهاست مردم اوامر و نواهى او را بهتر مىپذيرند و آسانتر فرمان او مىبرند و به دو تأسى مىجويند و اين به غرض و مقصود از بعثت نزديكتر است و بعثت لطف است و لا محاله واجب است . » ( گوهر مراد ملا عبد الرزاق لاهيجى . چاپ كتابفروشى اسلاميه . ص 299 به بعد . اسرار الحكم . حاج ملا هادى سبزوارى . چاپ كتابفروشى اسلاميه . ص 402 به بعد . كشف المراد . شرح تجريد العقائد . علامه حلى . چاپ كتابفروشى جعفرى مشهد . ص 217 به بعد . اماميه علاوه بر وجوب عصمت در انبياء ، عصمت در ائمهء دوازده‌گانه عليهم السلام را نيز واجب دانند و اين نيز يكى از موارد اختلاف است . اماميه مىگويند وجود امام از مقومات دين است يعنى از امورى است كه دين بدان قائم است و با عدم عصمت او ، دين از تغيير و تبديل مصون و مأمون نتواند بود . اما غير اماميه ،
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 646 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى