به جايى امن برد و برايش خيمهاى زد . على در رسيد و زبان به سرزنش او گشود . عايشه گفت :
پيروز شدهاى اكنون ببخشاى . آرى تو امروز قوم خود را خشنود ساختهاى . على او را با جماعتى از زنان و مردان به مدينه فرستاد و هر چه بدان نياز داشتند با آنان روانه فرمود .
اين بود واقعه جمل ، آن سان كه ما از كتاب ابو جعفر الطبرى خلاصه كرديم . از اين رو بر كتاب طبرى اعتماد كرديم كه از يكسونگرىهايى كه در كتاب ابن قتيبه و مورخين ديگر هست ، به دور است .
در نبرد جمل عبد الرحمان برادر طلحه ، از صحابه و محرز بن حارثة العبشمى ، كشته شدند اين محرز بن حارثه را ، على حكومت مكه داده بود . و نيز مجاشع و مجالد پسران مسعود كه از ياران عايشه بودند ، به قتل رسيدند . نيز عبد اللّه بن حكيم بن حزام و هند بن ابى هاله موسوم به ابن خديجه از ياران على ، كشته شدند . بعضى گويند : هند بن ابى هاله در بصره وفات يافت .
چون على از كار جمل بپرداخت ، جمعى از صعاليك عرب ، به سردارى حسكة [ 1 ] بن عتاب الحبطى [ 2 ] و عمران بن الفضيل [ 3 ] البرجمى اجتماع كردند و آهنگ سجستان نمودند . مردم آن ديار پيمان شكسته ، سر به شورش برداشته بودند . على ، عبد الرحمان بن جرو الطائي را بر سر آنان فرستاد حسكه او را بكشت پس به عبد اللّه بن عباس نوشت كه كسى را به فرمانروايى به سجستان بفرستد . او نيز ربعى بن كاس العنبرى را با چهار هزار سوار ، همراه با حصين بن ابى الحر روانه فرمود . در اين نبرد ، حسكه كشته شد و سپاهش به هزيمت رفت و ربعى ، آن بلاد را در ضبط آورد .
خبر كشته شدن محمد بن ابى حذيفه در مصر
چون ابو حذيفة عتبه در جنگ يمامه كشته شد ، پسرش محمد را ، عثمان در تحت تكفل خود گرفت و او را نيكو تربيت كرد . محمد روزى مست كرد ، عثمان او را تازيانه زد و او از آن پس زهد پيشه گرفت و به عبادت پرداخت . روزى از عثمان خواست كه او را به حكومت يكى از بلاد فرستد . عثمان گفت : تو شايستهء اين مقام نيستى . محمد اجازت خواست كه به مصر رود تا در نبرد دريا شركت جويد . عثمان او را اجازت داد و سپاهى همراه او كرد .
مردم نيز كه آن همه عبادت او را ديدند ، به تعظيم و تكريمش كوشيدند . پس با ابن ابى سرح ، در جنگ الصوارى - چنان كه گفتيم - شركت جست . اما همواره به ابن ابى سرح و عثمان در كنايه و آشكار اعتراض مىكرد . و در اين باره با محمد بن ابى بكر همدست بود .
ابن ابى سرح از آن دو به عثمان شكايت برد . عثمان به خاطر عايشه كه محمد ابن ابى بكر
هامش
[ ( 1 ) ] جبله .
[ ( 2 ) ] الحنظلى .
[ ( 3 ) ] الفضل .