پس او را كشت و اسب و سلاح و خاتمش را براى احنف آورد . احنف گفت : به خدا سوگند نمىدانم كار درستى كردهاى يا نادرست . ابن جرموز ، نزد على آمد و به حاجب گفت : براى كشندهء زبير اجازهء ورود بگير . على به حاجب خود گفت : او را اجازه ده و هم بشارت به آتش .
چون خبر هزيمت به بصره رسيد و ديدند كه جمل عايشه را سواران در ميان گرفتهاند ، بازگشتند و بار ديگر آتش جنگ شعله كشيد .
عايشه قرآنى به كعب بن سور داد و گفت مردم را به اين قرآن فرا خوان . كعب بن سور به جانب لشكر على آمد ، ولى سبائيه تيربارانش كردند و نيز هودج عايشه را به تير بستند .
عايشه فرياد به استغاثه برداشت و قاتلان عثمان را نفرين كرد . مردم نيز صدا به نفرين بلند كردند . على گفت : اين چه صدا است ؟ گفتند : عايشه بر قاتلان عثمان نفرين مىكند . على گفت : بار خدايا قاتلان عثمان را لعنت كن . آنگاه عايشه به ميمنه و ميسره كس فرستاد و آنان را به پايدارى تحريض كرد . مضريان كوفه و بصره بيامدند و در برابر جمل به دفاع ايستادند تا ناتوان شدند .
زيد بن صوحان و برادرش سيحان ، از مردم كوفه ، كشته شدند و برادرشان صعصعه برايشان مرثيه سرود .
مردم حمله آوردند و يمنيان كوفه و قبايل ربيعهء كوفه باز پس نشستند ، آنگاه بازگشتند .
پرچمدارشان كشته شد و ده تن پياپى پرچم را برداشتند و كشته شدند تا آنگاه كه زيد بن قيس آن را برداشت و پايدارى ورزيد . و به خاطر پرچم ، ربيعه بن زيد و عبد اللّه بن رقيه و ابو عبيدة بن راشد بن سلمه به قتل رسيدند . كار سخت شد . ميمنه كوفه به قلب ريخت و ميسره كوفه به قلب ريخت . ميمنه اينان و ميسره آنان و ميسره اينان و ميمنه آنان در هم آميخت .
دليران مضر از هر دو جانب فرياد مىزدند و مردم خود را به ثبات دعوت مىكردند و فرمان مىدادند كه دست و پاها را قطع كنند . دست عبد الرحمان بن عتاب پيش از كشته شدنش ، از تن جدا شد . قبايل ازد و بنى ضبه و بنى عدى بن عبد مناف بر گرد جمل عايشه پاى ميفشردند بسيارى كشته شدند و دست و پاهاى بسيار قطع گرديد . جناحها به قلب پيوستند . و محمد بن طلحه ، فرمانده آنان بود . عدى بن زيد حملهاى آورد و چشمانش كور شد و اشتر نيز حملهاى كرد و كشتار نمود تا به جمل رسيد . در زير مهار آن چهل يا هفتاد تن كه همه از قريش بودند ، به قتل رسيدند . عبد اللّه بن زبير زخم برداشت و عبد الرحمان بن عتاب و جندب بن زهير العامرى و عبد اللّه بن حكيم بن حزام كه پرچم قريش را به دست داشت ، كشته شدند . ابن عبد اللّه را اشتر به قتل آورد . عدى بن حاتم نيز او را يارى داده بود . نيز اسود بن ابى البخترى كه مهار جمل را به دست گرفته بود ، كشته شد ، پس از او عمرو بن الاشرف الازدى با سيزده تن از اهل بيت خود كشته شد . مروان بن الحكم و عبد اللّه بن زبير ، هر يك سى و هفت زخم نيزه و تير برداشته بودند على ندا داد : شتر را پى كنيد تا پراكنده شوند . مردى شتر را پى كرد و بيفتاد
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 607
مساهمون: ابن خلدون
ص٦٠٧