تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
بر جرهم و عمالقه كه در مكه بودند و نيز اهل يمن مبعوث كرد . بعضى به او ايمان آوردند و بعضى كافر شدند . پس خداوند جان او را بستد و فرزندانش در ميان جرهم باقى ماندند . در تورات آمده است كه او را دوازده فرزند بود و بزرگترشان نبايوت . و اين همان است كه عرب او را نابت و نبت گويد . و ديگر فرزندان اويند : قيذار ، ادبيل ، مبسام [ 1 ] ، مشماع ، [ 2 ] دومه [ 3 ] ، مسا ، جدار [ 4 ] ، نافيش [ 5 ] و قدما . ابن اسحاق گويد : اسماعيل - بنا بر روايات - صد و سى سال زيست و در حجر نزد مادرش هاجر و به قولى آجر به خاك سپرده شد . در تورات سن او صد و سى و هفت سال آمده است . پيروان او از حويلا تا شور روبروى مصر به سمت اثور سكنى گزيدند در حالى كه از پيروان ديگر برادران او در بيم بودند . حويلا در نظر اهل تورات جنوب برقه است و شور سرزمين حجاز و اثور بلاد موصل و جزيره . پس از وفات اسماعيل پسرش نابت عهده‌دار كارهاى خانه خدا شد و فرزندانش با خويشان مادرى خود جرهم در مكه اقامت گزيدند تا آنگاه كه به شعبى تقسيم شدند و نسلشان افزون گشت و خاندانها و قبايل متعدد شدند چون معد از عدنان و ربيعه و مضر و اياد و انمار و بنى نزار از معد . و مكه برايشان تنگ شد و ما به هنگام ذكر قريش و اخبار آنها در مكه ، بدان خواهيم پرداخت . طوايف عدنان همه از فرزندان اسماعيلند از سوى پسرش نابت و به قولى قيذار و نسب شناسان از ديگر فرزندان او نام نبرده‌اند . جماعتى از اهل علم برآنند كه طوايف قحطان نيز به اسماعيل منسوبند . اگر چنين باشد او پدر همهء اعراب خواهد بود .

اسحاق :

اما اسحاق در جاى خود در فلسطين ماند و عمر زياد كرد و ديدگانش نابينا شد . و چون يعقوب فرزند خود را بركت داد ، پسر ديگرش عيصو خشمگين شد و قصد قتل او كرد . رفقا دختر بتوئيل اشارت كرد تا به حران نزد دائى خود لابان بن بتوئيل برود . يعقوب به حران رفت و در نزد لابان بماند و دو دختر او را به زنى گرفت . نخست دختر بزرگ خود ليئه [ 6 ] را به او داد و كنيز خود زلفه را به خدمت او گماشت . آنگاه دختر كوچك خود راحيل را به او داد و كنيز خود بلهه [ 7 ] را به خدمت او گماشت . ابتدا ليئه زائيده و براى او روبين و بعد از او شمعون سپس لاوى و بعد از او يهودا را آورد . و راحيل آبستن نمىشد ، از اين رو كنيز خود بلهه را به يعقوب بخشيد : تا از او صاحب فرزند شود بلهه دان و نفتالى را براى او بزاد . چون راحيل چنين كرد ، خواهرش ليئه نيز كنيز خود زلفه را به يعقوب بخشيد و زلفه براى او جاد [ 8 ] و اشير [ 9 ] را آورد آنگاه ليئه يساكار [ 10 ] سپس زبولون را بزاد . بدين گونه يعقوب صاحب ده
هامش
[ ( 1 ) ] بسام . [ ( 2 ) ] مشمع . [ ( 3 ) ] دوما . [ ( 4 ) ] حراه . [ ( 5 ) ] نافس . [ ( 6 ) ] ليا . [ ( 7 ) ] بلها . [ ( 8 ) ] كاد . [ ( 9 ) ] آشر . [ ( 10 ) ] يساخر .