و اين امر سبب رسيدن او به پدر و برادران گرديد . زيرا در كنعان هم خشكسالى شده بود .
چند تن از برادران تا غلهاى به دست آرند نزد او آمدند . يوسف براىشان غله پيمود و بضاعتشان را دربارشان نهاد و از آنها خواست تا برادر خود را نيز بياورند و همهء اينها سبب آن شد تا او با پدر كه ديگر پير و نابينا شده بود ديدار كند .
ابن اسحاق گويد : اين واقعه در سال بيستم ناپديد شدن او بود . چون يعقوب به بلبيس نزديك مصر رسيد ، يوسف براى ديدار او بيرون شد ، و گويند كه فرعون نيز همراه او بود . سرزمين بلبيس را به آنان بخشيد تا در آن سكونت كنند و از منافع آن بهرهمند گردند . يعقوب ( ع ) هفتاد سوار از پسرانش به همراه داشت ، و ايوب نبى هم ، از فرزندان عيصو ، با او بود . او ايوب پسر ثروان [ 1 ] پسر زارح [ 2 ] پسر رعوئيل [ 3 ] پسر عيصو بود . همگان در مصر قرار گرفتند . يعقوب ( ع ) در سال هفدهم ورودش به مصر و در سن صد و چهل سالگى وفات يافت . يوسف ( ع ) جسد او را به فلسطين حمل كرد و به فرمان فرعون ، اكابر و شيوخ مصر نيز با او به فلسطين رفتند . برخى از كنعانيان راه بر آنان گرفتند و ميانشان جنگى سخت درگرفت ولى جسد يعقوب را به مدفن ابراهيم و اسحاق ( ع ) رسانيدند و او را در همان مغاره در كنار آن دو به خاك سپردند و خود به مصر بازگشتند .
يوسف بعد از وفات پدر با برادرانش مىزيست تا آنگاه كه مرگش فرا رسيد و در صد و بيست سالگى جان سپرد . او را در تابوتى سر به مهر در يكى از شاخههاى نيل دفن كردند . يوسف وصيت كرده بود كه چون بنى اسرائيل از مصر به سرزمين يفاع ( ؟ ) باز گردند جسد او را نيز با خود ببرند و در آنجا دفن كنند . بنى اسرائيل اين وصيت را همواره نگهداشته بودند تا آنگاه كه موسى به هنگام خروج بنى اسرائيل از مصر آن تابوت را نيز با خود ببرد .
چون يوسف وفات كرد اسباط يعنى برادران و فرزندانش در زير فرمان فرعون در مصر ماندند و به چند شعبه شدند و تعدادشان افزون گشت تا آنجا كه كثرتشان دولتمردان را بيمناك ساخت و آنها را به بردگى گرفتند .
مسعودى گويد : يعقوب با فرزند و فرزندزادگانش كه به ديدار يوسف به مصر داخل شدند هفتاد سوار بودند . و درنگ آنها در مصر تا آنگاه كه با موسى بيرون آمدند دويست و ده سال مدت گرفت . و در اين مدت ملوك قبطى و عمالقه بر مصر حكومت مىراندند . موسى در تيه آنها را شماره كرد جوانان بيست ساله و افزون بر بيست سال كه توان حمل سلاح داشتند بيش از ششصد هزار تن بودند . ما در مقدمه اين كتاب گفتيم ، كه اين عدد از وهم و غلو مايه مىگيرد و آمدنش در نص تورات دليل بر محقق بودن آن نيست زيرا ذكر اين اعداد در مقام مبالغه است نه اعداد واقعى . يوسف ( ع ) را فرزندان بسيار بود اما از آن ميان دو تن شناخته آمدهاند :
هامش
[ ( 1 ) ] برجمان .
[ ( 2 ) ] زيرج .
[ ( 3 ) ] رعويل .