زنان نگذاشتند و ابن عديس گفت : رهايش كنيد .
گويند كسى كه عثمان را كشت كنانة بن بشر التجيبى بود . عمرو بن الحمق او را چند ضربه زد و عمير بن ضابى كه پدرش در زندان عثمان مرده بود ، بر او جست و يكى از دندههايش را بشكست .
قتل عثمان در هجدهم ماه ذو الحجه بود ، پيكرش سه روز در خانه ماند .
سپس حكيم بن حزام و جبير بن مطعم ، نزد على آمدند . على اجازت داد كه دفنش كنند . جنازهء او را ميان مغرب و عشاء بيرون آوردند . زبير و حسن و ابو جهم بن حذيفه و مروان با او بودند و بعضى گويند و حكيم . و گويند كه جمعى متعرض آن شدند و تا نگذارند كسى بر آن نماز بخواند . على كس فرستاد و آنان را براند . بعضى گويند : على و طلحه بر جنازهء او حاضر بودند . همچنين زيد بن ثابت و كعب بن مالك .
عمال او به هنگام مرگش اينان بودند : در مكه ، عبد اللّه بن الحضرمى و در طائف ، قاسم بن ربيعة الثقفى و در صنعاء ، يعلى بن منيه و بر جند ، عبد اللّه بن ربيعه و در بصره و بحرين ، عبد اللّه بن عامر و در شام ، معاوية بن ابى سفيان و در حمص ، عبد الرحمان بن خالد و در قنسرين ، حبيب بن مسلمه و در اردن ، ابو الاعور السلمى و در فلسطين ، علقمة بن حكيم الكندى و در بحرين ، عبد اللّه بن قيس الفزارى . و در مسند ، قضاء ابو الدرداء . و در كوفه ، ابو موسى الاشعرى و نيز او عهدهدار نماز بود و قعقاع بن عمرو مسئول امور جنگى . و بر خراج ، سواد جابر المزنى و بر همهء خراج ، سماك الانصارى و در قرقيسيا ، جرير بن عبد اللّه و در آذربايجان ، اشعث بن قيس و در حلوان ، عتيبة بن النهاس و در اصفهان ، سائب بن الاقرع و در ماسبذان ، خنيس و بر بيت المال ، عقبة بن عمرو و بر قضاء ، زيد بن ثابت .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 589
مساهمون: ابن خلدون
ص٥٨٩