تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠

بيعت با على [ ع ]

چون عثمان كشته شد ، طلحه و زبير و مهاجران و انصار نزد على آمدند تا با او بيعت كنند . على سرباز زد و گفت : اگر وزير شما باشم بهتر است تا امير شما باشم . هر كس را كه شما برگزينيد ، من بدان راضى هستم . آنها اصرار ورزيدند و گفتند : ما هيچ كس را شايسته‌تر از تو نمىدانيم و جز تو را اختيار نمىكنيم . تا او را به قبول بيعت واداشتند . پس على به مسجد آمد و با او بيعت كردند . نخستين كسى كه دست بيعت دراز كرد طلحه بود و سپس زبير . البته على آن دو را در بيعت مخير كرد . گويند آن دو بعد از چهار ماه گفتند كه مجبور شده‌اند و سپس به مكه رفتند . مردم ديگر بيعت مىكردند . سعد را آوردند ، او به على گفت : وقتى همهء مردم با تو بيعت كردند ، من نيز بيعت مىكنم . گفتند : وا گذاريدش . ابن عمر را آوردند ، او نيز چنين گفت . پس گفت : مرا كفيلى دهيد . على گفت كفيلى نمىيابم . مالك اشتر گفت : بگذاريد او را بكشم . على گفت : واگذاريدش من خود كفيل او هستم . انصار نيز بيعت كردند و از آن ميان : حسان بن ثابت و كعب بن مالك و مسلمة بن مخلد و ابو سعيد الخدرى و محمد بن مسلمه و نعمان بن بشير و زيد بن ثابت و رافع بن خديج و فضالة بن عبيد و كعب بن عجره و سلمة بن سلامة بن وقش ، در بيعت تأخير كردند . همچنين از مهاجران ، عبد اللّه بن سلام و صهيب بن سنان و اسامة بن زيد و قدامة بن مظعون و مغيرة بن شعبه بيعت را به تعويق افكندند . نعمان بن بشير انگشتان نائله زن عثمان و جامهء عثمان را كه در آن به قتل رسيده بود ، برداشت و براى دادخواهى به شام رفت . گويند كه چون عثمان كشته شد ، امارت مدينه پنج روز بر عهدهء غافقى بن حرب قرار گرفت . او كسى را مىطلبيد كه زمام امور را به دست گيرد و كس به او پاسخ نمىداد . مصريان نزد على آمدند ، على نپذيرفت . كوفيان پيش زبير و بصريان نزد طلحه رفتند ، هر دو امتناع كردند . آنگاه نزد سعد و ابن عمر كس فرستادند ، قبول نكردند . حيران درماندند . ديدند