نزد حجاج فرستاد . حجاج نيز آن دو ، يا يكى از آنان را نزد وليد فرستاد . يزيد بن وليد معروف به الناقص فرزند يكى از اين دو زن است .
ظهور ترك در ثغور
تركان و خزرها ، معتقد بودند كه مسلمانان كشته نمىشوند تا روزى يكى از آنان كه در نيزارى پنهان شده بود مسلمانى را بكشت و اين امر سبب شد كه ديگران در نبرد با مسلمانان دلير شوند . عبد الرحمان بن ربيعه در سرحدات ارمينيه تا دربند نبرد مىكرد . او سراقة بن عمرو را به جاى خود گذاشت ، عمر نيز تأييدش نمود . عبد الرحمان را در بلاد خزر جنگهاى بسيار بود و بسا كه تا بلنجر هم به جنگ رفته بود . عثمان او را از اين كار باز مىداشت ولى او همچنان به راه خود مىرفت . در سال سى و دوم هجرى بار ديگر بدان سوى لشكر كشيد .
تركان به يارى مردم شهر آمدند و نبرد سخت شد . و - چنان كه گفتيم - عبد الرحمان كشته شد .
سپاه او به دو گروه تقسيم شد : جمعى به سوى دربند روان شدند . در آنجا با سلمان بن ربيعه برخورد كردند كه او را سعيد بن العاص ، به فرمان عثمان براى يارى مسلمانان فرستاده بود .
و گروهى راه جيلان و جرجان در پيش گرفتند كه سلمان فارسى و ابو هريره نيز با آنان بودند .
سعيد بن العاص ، سلمان بن ربيعه را به جاى برادرش امارت دربند داد و سپاهى از مردم كوفه به سردارى حذيفة بن اليمان همراه او كرد و حبيب بن مسلمه را با سپاه شام به يارىاش فرستاد ولى سلمان فرمانده همگان بود . حبيب در امر فرمانروايى با او به ستيزه برخاست و ميانشان اختلاف پديد آمد . حذيفه از آن پس سه نبرد ديگر كرد كه آخرين آنها به هنگام قتل عثمان بود . در سال سى و سه جماعت تركان از سوى خراسان آشكار شدند . آنها چهل هزار تن بودند و سردارشان يكى از پادشاهانشان به نام قارن بود . اين سپاه به طبسين رسيد .
مردم بادغيس و هرات و قهستان نيز با قارن يار شدند . در اين ايام قيس بن الهيثم السلمى از جانب ابن عامر در خراسان بود . آنگاه كه ابن عامر قصد مكه كرده بود ، او را به جاى خود گذاشته بود . پسر عمش عبد اللّه بن حازم نيز با او بود . پس به ابن عامر گفت : مرا بر حكومت خراسان فرمانى ده كه چون قيس از آنجا بيرون آمد ، من بر سر كار باشم . ابن عامر چنين كرد . چون جماعت تركان آمدند ، قيس به ابن حازم گفت : نظر تو چيست ؟ گفت :
اين است كه تو از اين بلاد بيرون روى ، زيرا فرمان ابن عامر بر حكومت اين نواحى ، با من است . قيس هيچ نگفت و نزد ابن عامر رفت . نيز گويند كه او را گفت : نزد ابن عامر رو و از او مدد بخواه . چون او بيرون شد ، فرمان ابن عامر بر حكومت خود را در غياب قيس آشكار كرد .
ابن حازم براى مقابله با دشمن ، با چهار هزار جنگجو روان شد . چون با دشمن رو به رو شد به سپاهيان خود فرمان داد گرداگرد خيمههاى خود آتش برافروزند . تركان از آن همه