بود و به ابو احيحه مكنى بود . پسرش خالد عموى سعيد دوم بود . رسول خدا ( ص ) اين خالد را به حكومت صنعا فرستاد . او از كاتبان رسول خدا ( ص ) بود . در نبرد مرج الصفر به شهادت رسيد . سعيد دوم ، در دامن عثمان پرورش يافت . چون شام فتح شد با معاويه ماند . سپس عمر [ 1 ] او را فرا خواند و به او زن داد و نزد او ماند تا در زمرهء رجال قريش درآمد . چون عثمان او را فرمانروايى داد - در سال سىام هجرى - به كوفه رفت . اشتر و ابو خشة [ 2 ] الغفارى و جندب بن عبد اللّه و صعب بن جثامه ، همراه او بودند . اينان با وليد رفته بودند تا او را در كارهايش يارى دهند ، ولى عليه او دست به كار شدند .
چون سعيد بن العاص به كوفه داخل شد ، براى مردم سخن گفت . و آنان را از خشم خود بترسانيد و به بازجست احوال كشور پرداخت و به عثمان نوشت كه : كار مردم كوفه آشفته شده سفلگان بر صاحبان سابقه و اهل بيوتات و شرف پيشى گرفتهاند . عثمان به او نوشت كه صاحبان سابقه را برترى دهد و كسانى را كه بعد از آنان آمدهاند تابع آنان قرار دهد ، و منزلت هر يك را بشناسد و حق او را ادا كند . سعيد مردم را گرد آورد و نامهء عثمان را براى آنان بخواند و گفت :
نياز هر نيازمندى را به من برسانيد . ولى مردم كوفه از آن خشنود نبودند و سخنها گفته شد .
سعيد به عثمان نوشت . عثمان مردم را گرد آورد و با آنان مشاورت كرد . گفتند : كارى درست كردهاى . كسانى را كه شايستگى كارى را ندارند به كارى مگمار كه سبب فساد كارها شود .
پس گفت : اى مردم مدينه ، مىبينم كه فتنهها در ميان شما رخنه كرده ، من آنچه را كه از آن شماست جدا مىكنم و از عراق به شما منتقل مىنمايم . گفتند كه اين چگونه تواند بود ؟
گفت : آن را به هر چه در يمن و حجاز داريد به هر كه خواهيد مىفروشيد . چنين كردند و هر چه در عراق داشتند استخلاص كردند . از جمله كسانى كه چنين كردند ، طلحه و مروان و اشعث بن قيس و مردانى از قبايل بودند . اينان ، آن را به اموالى كه در خيبر و مكه و طائف داشتند ، بفروختند .
غزو طبرستان
در اين سال - ( سال سىام ) - سعيد بن العاص ، به نبرد طبرستان رفت و تا آن زمان كس در آن سرزمين به جنگ نرفته بود . پيش از اين گفتيم كه اسپهبد طبرستان با سويد بن مقرن در ايام عمر ، با پرداخت مالى مصالحه كرده بود . سعيد در اين سال با جمعى از اصحاب رسول خدا ( ص ) از جمله حسن و حسين و ابن عباس و ابن عمر و ابن الزبير و حذيفة بن اليمان با سپاهى گران به غزو ، به مازندران رفت .
در اين ايام ابن عامر هم از بصره به خراسان مىرفت . او به نيشابور نزول كرد ، و سعيد
هامش
[ ( 1 ) ] عثمان .
[ ( 2 ) ] ابو خيفه .